1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

جنگجوی بازگشته البانیایی: افراد داعش قرآن نمی‌فهمیدند

صدها جنگجو از کشورهای بالقان فعلاً در سوریه فعال هستند. لندیتا اراپی، خبرنگار دویچه وله به پای صحبت‌های یکی از بازگشت کنندگان از نزد داعش نشسته است که از قضایای وحشتناک خبر می دهد.

در آلمان برگشت کنندگان از نزد "دولت اسلامی" یا داعش باید در برابر محکمه پاسخ بدهند. در البانیا نیز اصولاً چنین است. برعکس جمهوری فدرالی آلمان، تا کنون در این کشور بالقان کدام مورد اقامه دعوا علیه جهادگرایانی که از سوریه برگشته اند، وجود ندارد، اگرچه قانون البانیا شرکت در منازعات مسلحانه در خارج را با چندین سال حبس قابل مجازات می داند.

زاندر للیشی، مشاور امنیتی عیدی راما نخست وزیر البانیا اعلام نمود که «برگشتگان از یک پیگرد جزایی ترس دارند» و بنابراین پنهان می شوند. او افزود: «با اینهم نهادهای ما مراقب اند. اما باید گفت که به لطف یک همکاری همآهنگ شده ادارات ما، امروز تقریباً هیچ جنگجویی به سمت سوریه نمی رود.»

یکی از چنین عودت کننده هایی که در خفا زندگی می کند ابوزید است. او متعلق به صدها جوان البانیایی و کوزوویی است که طبق حدسیات ادارات امنیتی محلی در سال های گذشته به سوریه سفر کرده اند تا در جنگ شرکت کنند. ابو یک نام البانیایی نیست، اما این البانیایی 28 ساله در حالی که قصه "جهاد" خود را در یک رستورانت مسلمانان در تیرانا به خبرنگار دویچه وله اظهار می دارد، می خواهد چنین نامیده شود.

با 80 یورو تا سوریه

او خودش می گوید که پسر خودسری بوده است. قبل از آنکه چند سال پیش اسلام جهت زندگانی او را تعیین کند، او با سلاح و ضرب و زور نا آشنا نبوده است. این پسر متدین تذکار می نماید که «این راه نجات من بود». مانند بسیاری خانواده های مسلمان در البانیا همه خویشاوندان آن ها مذهبی نبوده اند. اما او خود را وقف آموزش های سلفی کرد، زبان عربی آموخت و پیش از وقت ازدواج کرد. ابو می گوید چنن چیزی «لازمه یک مسلمان است.» او نخست جنگ سوریه را در انترنت دنبال کرد: «همه ویدیوهای جنگ و رنج ناشی از آن را که می دیدم به مثابه یک انسان مومن مرا متاثر می ساخت. من می خواستم به برادران دینی ام کمک کنم. من تصمیم گرفتم که به سوریه بروم و ترسی نداشتم بلکه احساس قهرمانانه ای برای انجام کار خیر داشتم. من می خواستم به سرنگونی بشار الاسد کمک کنم.»

ابوزید در سال 2014 با دو البانیایی دیگر عازم سوریه شد. او به والدینش گفت که در عربستان سعودی تحصیل علوم دینی را شروع می کند. او آن روزها را به خاطر می آورد: «کار ساده ای بود، از تیرانا تا استانبول سفر با بس صرف 40 یورو تمام می شد و 40 یوروی دیگر تا مرز سوریه لازم بود. در آنجا کدام کنترولی وجود نداشت.» این البانیایی جوان در آن سوی مرز مورد پذیرایی قرار گفت و به حلب برده شد تا در قدم اول در پهلوی جبه النصره بجنگد. او می گوید که «همه چیز، سلاح، یونیفورم و غذا مطابق به یک برنامه دقیق تنظیم شده بود. من در آنجا با جوانان زیادی از فرانسه، دنمارک و آلمان برخوردم. از آنجایی که من بسیار خوب عربی صحبت می کردم، با همه تماس بسیار خوب داشتم. بهترین چیز دوستی من با یک آقای مسن از از بوسنیا بود، من همیشه با وی صحبت می کردم.»

«داعش بهتر سازماندهی شده بود»

اما در حلب سخن از اسلام در میان نبود. ابوزید می گوید که او مستقیماً به دلیل تجارب قبلی اش با اسلحه «قابل استفاده» شناخته شد. حلب و اطراف آن مانند باب و عرفات ایستگاه هایی برای جوانان داوطلب بودند که پس از یک ماه در سوریه در جنگ های اطراف حلب شرکت می کردند. وقتی که از او سوال شد آیا کسی را کشته است؟ ابو زید نخواست مستقیماً پاسخ بدهد: «ما تردیدی در کشتن نداشتیم. در برابر ما دشمنان قرار داشتند، آن ها سربازان بشار الاسد بودند، به دلیل آنچه کرده بودند، رحمی برآن ها نمی شد». روزانه او شاهد مرگ و رنج بود.

Deutschland Syrien Rückkehrer Kreshnik B. vor Gericht

در آلمان بازگشت کننده ها از نزد داعش محاکمه می شوند.

دیری نگذشت که جنگ قدرت در درون بریگاد جبهه النصره و "دولت اسلامی" یا داعش در گرفت. او بیشتر تحت تاثیر تبلیغات "دولت اسلامی" یا داعش قرار می گرفت و بنابراین، در ماه های اخیر اقامتش در سوریه به داعش پیوست: «داعش بهتر سازماندهی شده بود و قوی تر بود. آن ها سلاح های بیشتر و وضع مالی خوبتر داشتند. می نمی دانم که از کجا آن را به دست می آوردند.»

اما در عین زمان واقعیت امر در بین جنگجویان جوان داعش که او آن ها را قوی می پنداشت طور دیگری بود. یک تجربه چشم او را باز کرد. ابوزید حکایت می کند: «پس از چندین ساعت جنگ در حلب، سرانجام ما بیرون رفتیم تا سربازان کشته شده مان را به خاک بسپاریم. در عین زمان سربازان کشته شده اسد نیز در آنجا وجود داشتند. یک نفر مصری از گروه ما به آن طرف رفت و گوش یک سرباز مقتول را برید. در حالی که در اسلام مثله کردن یک جسد گناه عظیم است.»

او از جهادی های داعشی مایوس است: «آن ها کدام آموزش دینی نداشتند، اصلاً قرآن را نمی دانستند، از این جهت دچار چنان افراط گرایی می شدند. وقتی سگرت می کشیدی برایت اخطار می دادند و هرگاه موسیقی می شنیدی، کمپیوترت را می شکستند. از بسیاری دستورها کور کورانه اطاعت می کردند.»

ابوزید خود را همچون «مسلمان فریب خورده» می بینید

او در کنار داعش در سوریه بسیاری جوانان اروپایی را ملاقات کرده است که می خواسته اند برگردند: «آن ها از من می پرسیدند که آیا برگشتن منطبق با اسلام است و من می گفتم بلی. بعداً آن ها از دیگری (همین را) می پرسیندند که آن ها برای شان می گفتند: نه، تو دیگر نمی توانی برگردی. در جای دیگر دارالاسلامی وجود ندارد.»

در سال 2015 پس از آن که دو رفیق البانیایی اش نیر کشته شدند، او خود یکی از کسانی بود که دیگر نمی خواستند در آنجا باشند. خودش شرح می دهد: «این تنها مسأله مأیوسی از اتفاقات آنجا نبود. به خصوص چهره های فرزندانم و اشک های مادرم که من از طریق صحبت با سکایپ می دیدم، مرا بسیار برانگیخت.»

او دلیل برگشتش به وطن را چنین می گوید: «من امروز خود را همچون یک فریب خورده می بینیم، یک مومن فریب خورده. جنگ جنگ است و هرگز زیبا نیست، نجاتی در آن وجود ندارد.» قوماندان های داعش در سوریه به وی حکایت کرده اند که نیاز به اجازه نامه ای دارد تا همسر و اطفالش را به خود به ترکیه بیاورد.

ابوزید بعد از برگشتش به البانیا از ادارات دوری گزید. او آهسته گفت: «کس چه می داند چه اتفاق می افتد». هنوز هم او در تیرانا به حیث یک کارگر ساده به دور از انظار مردم زندگی می کند. دوستان نزدیکش برگشت او را تبریک می گویند. او می گوید: «امروز من بیشتر با انسان ها احساس مشترک دارم و و بسیار متفکر گردیده ام.»

برای ادارات امنیتی البانیا برگشت کنندگان از نزد داعش واضحاً یک گروه بالقوه خطرناک می باشند، قطع نظر از اینکه خود شان را «فریب خورد می شمارند و یا احساس پشیمانی می کنند». زاندر للیشی مشاور امنیتی می گوید که این افراد اول باید در برابر قانون پاسخ بگویند و درست بعد از آن است که تدابیری دیگر مانند ادغام مجدد آن ها دنبال شود. اینکه آیا دست قوانین به برگشت کنندگان از نزد داعش می رسد، در البانیا سوال برانگیز است.

DW.COM