1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

"تکسی" جاده‌های تهران به سینماهای آلمان رسید

فیلم "تکسی" یک تکسی رانی جذاب را در سرک های تهران نشان می دهد. این فیلم ساخته جعفر پناهی در جشنواره سال 2015 برلیناله برنده جایزه خرس طلایی شد. حالا این فیلم در سینماهای آلمان نمایش داده می شود.

default

جعفر پناهی، کارگردان فیلم تکسی

تکسی رانی 90 دقیقه ای در مسیر پرپیچ و خم جاده ها و سرک های تهران. راننده تکسی که در سرک های شهر تهران پایتخت ایران، مشتریان را از یک جا به جای دیگر انتقال می دهد، کسی نیست جز خود کارگردان فیلم، جعفر پناهی.

کمره فیلم که در جلو موتر نصب شده است و توسط پناهی از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت داده می شود، مسافران تکسی را نمایش می دهد؛ مانند مردی که غیرقانونی، دی وی دی هایی از فیلم های هالیوودی را می فروشد، دو خانمی که دیدگاه های مذهبی عرفانی گونه دارند و می خواهند به یک مراسم دفن و کفن عجیب و غریب بروند، و زنی که مرد زخمی را به شفاخانه انتقال می دهد.

Filmplakat Taxi Teheran EINSCHRÄNKUNG

نمایش این فیلم در سینماهای آلمان شروع شده است

کارگردان فیلم این موضوع را مبهم نگه می دارد که آیا مشتریان او هنرپیشه هستند و یا مسافران واقعی. تنها در دو مورد مشتریان او شناخته شده اند. پناهی یک بار نسرین ستوده، زن معروف فعال حقوق بشر را به عنوان مشتری در داخل تکسی دارد و یک بار دیگر خواهرزاده ساله اش هانا را. در جریان این که پناهی مشتریان خود را به مقصد مورد نظر شان می رساند، با آنها قصه می کند، درباره رخدادهای روزمره، حوادث خصوصی و نیز درباره مسایل سیاسی مانند هدف مجازات اعدام، سانسور و یا حقوق بشر. دیالوگ های فیلم تقریباً تصادفی و واقعی به نظر می رسند.

کارگردانی یک هنرمند سرکوب شده

پناهی زمانی که خبر شد که در غیابش فیلم او در برلین برنده جایزه خرس طلایی شده است، در گفتگو با خبرگزاری "ایلنا" گفت: «پیش از آنکه آدم موعظه کند، باید به عیب خود توجه کند.»

اما در کشور زادگاه کارگردان فیلم، آزادی بیان وجود ندارد. در واقعیت امر مصاحبه با او ممنوع است. این هم تناقض های مناسبات قدرت در کشورش را نشان می دهد که او گاهگاهی می تواند در مظهر عام ظاهر شود، می تواند حتی فیلم بسازد و کارهای هنری اش را از کانال های مخفی به جشنواره های خارجی قاچاق کند.

Jafar Panahi Taxi Teheran Filmszene

یکی از مسافران این تکسی نسرین ستوده، فعال حقوق زنان در ایران است

ساختن فیلم ها با وجود ممنوعیت شغلی

جعفر پناهی در سال 2010 دستگیر و سه ماه زندانی شد و در پایان به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به 20 سال ممنوعیت شغلی و شش سال زندان محکوم شد. این که با وجود آن برای این کارگردان جزای زندان عملی نشد و او توانست با وجود ممنوعیت شغلی باز هم به ساختن فیلم دست زند، باز هم فقط می توان براساس ساختار بسیار متفاوت قدرت در این کشور توجیه کرد.

حکومت ایران می داند که پیگرد بیش از حد این کارگردان که در سطح جهانی مشهور شده است، باعث اعتراض های بین المللی خواهد شد.

فیلم "تکسی" در زادگاه پناهی نمایش داده نشد. اما علاقمندان آلمانی آن می توانند این فیلم را از روز پنجشنبه (23 جولای) به این سو در سینماها تماشا کنند. آنها یک فیلم بسیار خوبی را خواهند دید؛ فیلمی با بیان سیاسی و هنری. این فیلم با ساده ترین وسایل تولید شده است، با گرایش به سادگی، با بودجه کم، اما به هر صورت "تاکسی" یک اثر هنری است.

Berlinale 2015 Abschluss Gala Preisverleihung Nichte von Jafar Panahi

پناهی اجازه خروج از ایران را ندارد و به این دلیل، جایزه خرس طلایی برلیناله را خواهرزاده کوچک اش گرفت.

خیال و واقعیت

این فیلم که در میان مستند و صحنه سازی قرار دارد، نظری دارد به حوادث روزمره شهر میلیونی تهران. این شیوه تولید آن را هرچه بیشتر جذاب می کند. دقیقاً به این دلیل که پناهی از طنز و خوش طبعی کار می گیرد و به بیننده همواره اجازه می دهد تا نفس عمیق بکشد و پیام فیلم را درک کند. در بین همه دیالوگ های بامزه و ظریفانه، موضوعات مطرح در فیلم بیش از پیش تاثیر تهدید کننده و صادقانه را بر بیننده وارد می کند. در زادگاه این هنرمند، بسیاری مردم زیر ستم قرار می گیرند و با جزای مرگ تهدید می شوند، هنرمندان و وکلای مدافع مجبور به اعتراض و اعتصاب غذایی می شوند. در فیلم "تکسی" همه این ها آشکار به زبان می آیند.

دارِن ارونوفسکی کارگردان امریکایی و عضو هیئت داوران جشنواره امسال برلیناله حین اعطای جایزه خرس طلایی به خواهرزاده پناهی در ماه فبروری گفت: "ممنوعیت ها می توانند به قصه گویان کار بهتری را الهام کنند." او در این ارتباط به این نیز اشاره کرد که ممنوعیت ها سرکوبگر نیز هستند، "چنانچه روح هنرمند را ویران می کنند." او افزود که اما پناهی به عوض تسلیم شدن و یا مایوسی، با فیلم اش یک نامه عاشقانه به جهان سینما نوشته است.

DW.COM