1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

تحصیلات اکادمیک برای خانمها

حمیده باید از جانب فاکولته در رابطه با نقش زنان در جامعه ی افغانی تحقیق کند. او می خواهد هر چه بیشتر در رابطه با نقش زنان در تاریخ افغانستان بداند.

میدان هوایی کابل: فامیل حمیده با بی صبری انتظار دارند. حمیده بعد از دوسال، تعطیلاتش را برای مدت سه ماه به کابل می آید. پدر و مادر حمیده چهار دختر دارند. سه دختر شان با فامیلهای خود در خارج زندگی می کنند. ار چند حمیده برای مدت کوتاهی نزد شان می آید اما آنها خیلی از دیدن دختر شان خوشحال اند. حمیده از دیدن آنها بی اندازه خوش می شود. کاکایش مانند همیشه سرد است زیرا او از آغاز مخالف تحصیلات یک زن است آنهم در خارج از کشور.

علی احمد فخری ، نویسنده این داستان

علی احمد فخری ، نویسنده این داستان

حمیده نه تنها از دیدن فامیل خوشحال است بلکه موضوع تحقیقاتی که در پیش دارد نیز برایش بسیار جالب است. حمیده باید از جانب فاکولته در رابطه با نقش زنان در جامعه ی افغانی تحقیق کند. او می خواهد هر چه بیشتر در رابطه با نقش زنان در تاریخ افغانستان بداند.

اما متاسفانه خوشی حمیده و فامیلش زیاد دوام نمی کند زیرا پدر حمیده بر اثر یک سکته ی قلبی به شفاخانه انتقال داده می شود و لی با وجود تلاشهای داکتر که خانمی است از جمله ی دوستان فامیل حمیده، پدر وفات می کند. سر پرستی فامیل را کاکای حمیده عهده دار می گردد. کاکایش به زود ترین فرصت نشان می دهد که آدم متعصب و کهنه فکری است. وی حمیده را از ادامه ی تحصیلات مانع می شود و می گوید که حمیده را برای یکی از دوستانش نکاح می کند. او بر داکتر که خانمی است نیز غضب است که نتوانست برادرش را نجات بدهد و می گوید که اگر داکتر معالج یک مرد می بود حتماً می توانست برادرش را نجات بدهد.

برخی دانش آموزان دختر از فراگیری تحصیلات درخارج این کشور نیز مستفید شده اند

برخی دانش آموزان دختر از فراگیری تحصیلات درخارج این کشور نیز مستفید شده اند

حمیده سخت پریشان است به کمک ضرورت دارد اما هیچ کسی در فامیل جرئت ندارد که در مقابل کاکایش حرفی بزند. مادر حمیده برایش پیشنهاد می کند که نزد خانم شیما رحمتی که متخصص قلب و از دوستان فامیل است برود، هر چه نباشد وی یک زن تحصیل کرده است. حمیده که اجازه ی بیرون برآمدن از خانه را ندارد با صد مشکل موفق می شود خود را نزد خانم شیما رحمتی برساند و از مشکلاتش حکایت می کند. خانم رحمتی او را جرئت می دهد و می گوید که نباید تسلیم شود بلکه باید برای رسیدن به هدف زندگی مجادله کند. خانم رحمتی وقتی از موضوع تحقیق حمیده آگاه می شود، فوراً حاضر می شود که حمیده را در آن رابطه کمک کند. خانم رحمتی امکان دیدار حمیده را با یک عده زنان آگاه و سرشناس مهیا می کند تا وی معلومات لازم را در رابطه با نقش زنان در تاریخ و جامعه ی افغانستان جمع آوری کند.

حمیده از یکسو با علاقمندی خاصی،  پنهانی با خانم رحمتی و خانمهای دیگر ملاقات می کند و از سوی دیگر سخت پریشان است که کاکایش به ازدواج وی با دوستش اصرار می ورزد و با او با خشونت رفتار می کند.

دختران می توانند در مناطق امن افغانستان تحصیل کنند

دختران می توانند در مناطق امن افغانستان تحصیل کنند

حمیده در این مدت معلومات زیادی در رابطه با نقش زنان در جامعه ی افغانستان پیدا می کند. روزی اما کاکایش می بیند که او می خواهد پنهانی از خانه بیرون شود. کاکا با خشونت او را دشنام می دهد و شروع می کند به لت کردن. در این هنگام نا گهان کاکایش دچار حمله ی قلبی می گردد. حمیده کاکایش را در شفاخانه می برد. خانم رحمتی کاکایش را تداوی می کند و از مرگ نجاتش می دهد. کاکا از اعمال خشونت بارش خجالت می کشد و می داند که زندگی اش مدیون دو خانم است و به حمیده اجازه می دهد که دوباره به آلمان بر گردد و به تحصیلاتش ادامه بدهد. حمیده اما می خواهد در کابل به تحصیلاتش ادامه بدهد زیرا سه خواهرش در خارج از کشور اند و او نمی خواهد مادرش را تنها رها کند.

نویسنده  :  احمد علی  فخری

ویراستار :    نصرالله نوری   

DW.COM