1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

تجارتی مرگبار با جان انسان ها از افغانستان تا اروپا

صدها افغان همه روزه با اطمینان به قاچاقچیان انسان کشورشان را ترک می کنند. آنها به خاطر این که به اروپا برسند، زندگی شان را به دست باندهای جنایتکار می سپارند. خیلی از آنها حتی به هدف شان هم نرسیدند.

Symbolbild Flüchtlinge vor Griechenland ertrunken

مهاجران در حال عبور مرز آبی میان ترکیه و یونان.

خانواده ای به واقعیت همه چیز داشت. درآمد خوب، خانه زیبا و خانواده ای شاد و خوشبخت، اما پدر خانواده وقتی یک صبح از خواب بیدار شد، دید پسرش نیست. حاجی قاسم محمدی حالا هیچ تسلایی برای دوری پسرش ندارد.

به تلویزیون خیره شد و به رسم شکایت چینی به پیشنانی انداخته و گفت: «او بدون اجازه ما رفت». حدود دو ماه پیش حسین، پسر 16 ساله خانواده برای چند روز تفریح به ایران رفت و دیگر برنگشت. پدر حسین می گوید: «ما واقعا نگرانیم و به مشکلات روانی دچار شدیم. شب ها همیشه به پسرم فکر می کنم».

به گفته آقای محمدی "روزی یک قاچاقچی برایش از آسمان آبی و باغ های سبز قصه کرده و او را به دام انداخت". پدر حسین افزود که او درآمد خوب دارد و امکانات مرفه برای پسرش فراهم می کرد؛ از پول جیب خرج گرفته تا امکانات مجلل، امنیت و خرج محافلی که برگزار می کرد.

Bildergalerie Von Bagdad nach München

مهاجران از یونان به سوی بالکان می روند. آنها باید تا رسیدن به اروپای غربی چند روز پیاده راه بروند.

پدرش گفت که قاچاقچیان به حسین اطمینان داده بودند که این سفرش بسیار سریع و راحت انجام می شود. حسین چند هزار دالر مصرف کرد تا خودش را به ترکیه رساند و بعد به یونان رسید و سپس از طریق بالقان به سوی آلمان رفت. این مسیر عبوری مهاجرانی است که می خواهند به غرب اروپا و مخصوصا آلمان بروند.

پدر حسین افزود: «در هفته های اول اصلا نمی خواستم با حسین حرف بزنم». بلاخره روزی مادر حسین تیلفون را به او داد و از او خواست چیزی بگوید. حاجی قاسم می گوید: «از پسرم پرسیدم: خوب، حالا در آلمان کجا هستی و چی فکر می کنی؟». این پدر نگران لحظه ای صحبتش را متوقف کرده و ادامه می دهد: «حسین به من جواب داد که توبه کردم پدر». حسین از آن همه وعده ای که قاچاقچیان به او داده بودند هیچ چیزی نصیبش نشده بود. او حالا با چند نفر دیگر در یکی از اردوگاه های پناهجویان در آلمان زندگی می کند و امیدوار است در آلمان بماند.

خانواده های از هم پاشیده

در مقایسه با دیگر فامیل ها، خانواده نه نفری حمیدی در شهر هرات در غرب افغانستان زندگی بهتری داشت. یک دختر این خانواده و شوهرش چندی پیش راه سرزمین بیگانه را پیش گرفتند؛ اما این سفر پس از از دست دادن پسرشان برای آنها درد و رنج فراوان به بار آورد.

امروزه در افغانستان قاچاقبران انسان کاروبارشان خوب است. خیلی از افغان ها دار و ندارشان را می فروشند، پس اندازشان را جمع می کنند و حتی قرض می گیرند تا بتوانند هزینه سفرشان را بپردازند. با پول زیاد می شود ویزای قانونی را برای رفتن به ترکیه دریافت کرد و از آنجا به بعد خود را به اروپا رساند.

حالا کسی که بتواند 10 هزار دالر بپردازد، می تواند قصد سفر به سوی اروپا و آلمان را کند. خیلی ها این تصمیم را در حالی می گیرند که اصلا به ذهن شان خطور هم نمی کند که ممکن است دوباره به کشورشان برگردانده شوند. هنوز هم روزانه صدها افغان کشورشان را ترک می کنند.

Familie Mohamadi aus Herat

خانواده حسین محمدی نوجوانی که بدون اطلاع خانواده اش به آلمان آمد.

"در آلمان جایی برای ما نیست"

حاجی قاسم محمدی هم می خواست به پسرش بپیوندد. او به شدت اشتیاق دیدار دوباره پسرش را دارد. وقتی پسرش رفت، در زندگی او خلاء بزرگی ایجاد شد. قاچاقچیان به او پیشنهاد کردند که خانه اش را بفروشد.

محمدی گفت: «من به پسرم زنگ زدم و برنامه ام را برایش شرح دادم، اما او به من گفت حتی در صورتی که طیاره ای را به دروازه خانه مان می آورند تا به آلمان بروم هم نباید این کار را بکنم، چرا که در آلمان جایی برای ما وجود ندارد».

حسین نوجوان در کشور جدیدی که انتخاب کرده است خیلی خوشحال نیست. او از طریق تیلفون به والدینش گفته که خیلی دلش برای وطنش تنگ شده است. او تلاش می کند مکتب را به پایان برساند و درآمد داشته باشد تا بتواند برگردد. جوانان افغانستان تصور دیگری از آلمان در ذهن خود دارند.

سفر خطرناک با قایق

نزدیک به 800 هزار مهاجر امسال خطرهای سفر سخت را به سوی اروپا به جان خریده اند. بیشترشان از سوریه و افغانستان هستند. براساس گزارش سازمان ملل متحد بیش از 3000 انسان در مسیر دریایی براثر واژگون شدن قایق ها یا غرق شده و یا ناپدید هستند.

محب الله رضایی، یکی از باشندگان کابل است که در این راه زن و دخترش را از دست داده است. او می خواست با داماد و خواهرزاده هایش از ترکیه به یونان برود و خودشان را به آلمان برسانند. اما حالا او فقط متاسف است.

Zentrum für Asylbewerber in München 10.10.2014

در آلمان هم جای کافی برای اقامت مهاجران وجود ندارد.

او در مورد چنین سفری به اروپا گفت: «هیچ افغانی نباید چنین سفر خطرناکی را آغاز کند». او اضافه کرد: «قاچاقچی به ما گفت که این سفر بسیار آسان و زود انجام می شود و همه پول را نقد گرفت. بعد از آن ما فقط انتظار کشیدیم. اول آنها ما را ساعت ها در جنگل منتظر ماندند و بعدا باید هشت نفرمان در یک اتاق کوچک می خوابیدیم. ما خسلی خسته بودیم، تا اینکه ما را حرکت دادند».

رضایی اضافه می کند که وقتی به پای قایق رسیدند، قایق کوچک پر از انسان بود. وقتی که او و خانواده اش به قایق سوار شدند، یک کاپتان سوریایی این سفر مرگبار را بر روی دریا آغاز کرد. صد متری از ساحل دور شده بودند که کاپتان خودش را به دریا انداخت و سوریایی دیگری از میان مسافران سکان کشتی را به دست گرفت. اینجا بود که بدبختی اتفاق افتاد و کشتی غرق شد و انسان ها به دریا افتادند. چندین نفر در این رویداد کشته شدند.

آلمان وضاحت داد

برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار مشابه و ناامیدی بیشتر، سفارت آلمان در کابل اخیرا کارزار آگاهی دهی در مورد وضعیت اردوگاه های مهاجران و حقوق پناهندگان در این کشور راه اندازی کرده است. در روزهای پیش رو قرار است تابلوهای بزرگی در سراسر کشور نصب شوند که مردم را از خطرات این سفر و عاقبت شان در آلمان باخبر سازند تا از شدت این مسافرت ها کاسته شود.

یاکوب فون واگنر، سخنگوی سفارت آلمان در کابل به دویچه وله گفت: «پیام ما این است که افغان ها باید در کشور خود بمانند». او افزود این پیام به مردم می گوید: «این کشور به شما نیاز دارد. افغانستان به جوانانی نیاز دارد که انرژی خود را برای بازسازی کشورشان استفاده کنند». به گفته واگنر این دقیقا چیزی است که آلمان نیاز ندارد، به "پناهندگان اقتصادی" که تخصصی ندارند.

محب الله رضایی به این باور است که "اروپا فقط یک رویا و خیال باطل است" و افزود: «وقتی با قاچاقچیان صحبت می کنی، آنها می گویند هیچ کسی غرق نشده و این تصاویر در تلویزیون ها و رسانه ها همه از گذشته هستند. آنها مردم را بازی می دهند که هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند».

این مرد که صدایش می لرزید افزود: «حالا ما خودمان می بینیم که هر شب چنین اتفاقاتی می افتد. هر شب مردمی که تلاش می کنند خود را به اروپا برسانند می میرند». اینهمه در حالیست که زمستان سرد خیلی دور نیست.