1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

تبصره: "داعش" می رود اما ریشه های ایجاد آن باقی است

با تصرف دوباره شهرهای رقه و موصل، سرنوشت گروه "دولت اسلامی" روشن است و خلافت جغرافیایی آن به پایان رسیده است. لؤي مدهون، خبرنگار دویچه وله می گوید که "دولت اسلامی" چیزی غیر از نشانه ای از بحران دولتداری نیست.

هیچ تردیدی نیست که به طور جغرافیایی و فیزیکی، پروژه دولت سازی جهادگرایان "دولت اسلامی" به پایان خود رسیده است. طی چند ماه اخیر، تروریست های دولت اسلامی، متحمل شکست های قابل توجهی از سوی اردوی عراق و ملیشه های شیعه موسوم به "نیروهای بسیج عمومی" (PMF) شدند. "نیروهای بسیج عمومی" توسط ایران سازماندهی می شود.

البته شکی نیست که چرخش تاثیرگذار در جنگ علیه تروریسم "دولت اسلامی" با بمباران گسترده و حملات هوایی توسط ائتلاف نظامی به رهبری امریکا همراه بوده است. همین مسئله مقدمه ساز سقوط "خلافت دولت اسلامی" و البته مرگ شماری از افراد ملکی گردید. حالا با تصرف موصل در عراق و شهر رقه در سوریه، روشن است که شکل "جغرافیایی و قلمروی" خلافت دولت اسلامی در شرق دنیای عرب به پایان رسیده است.

با این همه، این "موفقیت" نمی تواند این واقعیت را بپوشاند که از دست دادن قلمرو جغرافیایی داعش به هیچ دلیل به معنای نابودی کامل آن در عراق یا دیگر نقاط جهان نیست. شمار زیادی از جهادگرایان "دولت اسلامی" پیش از این مخفی شده اند و احتمالا برای جنگ چریکی علیه دولت عراق برنامه ریزی می کنند.

در  همین حال، گفته می شود که شمار زیادی از جهادگرایان دوباره به اروپا بازگشته اند. بسیاری از این جنگجویان ممکن است اصلاح شده باشند اما هنوز کسانی هستند که مانند بمب ساعتی خود را برای آنچه "جهاد" یا جنگ مقدس می خوانند، در کشورهای غربی آماده کنند.

"خلافت" داعش فقط یک علامت است

در زمینه الاهیات یا تاریخ اندیشه، هیچ چیزی وجود ندارد که بتواند این "شبه خلافت" را در متون اصلی قرآن یا تاریخ اسلام مشروعیت ببخشد.

بلکه، تئوریسین های این گروه مانند خلیفه آن (که احتمالا مرده است)، ابوبکر بغدادی نوعی ضدیت با مدنیت، برده داری و حاکمیت ترس و ترور شیطانی را به نمایش گذاشت؛ کسی که احتمالا می تواند الگویی برای نسل جدید جهادگرایان خشن شود.

Mudhoon Loay Kommentarbild App

لؤي مدهون، خبرنگار دویچه وله

هرچند که ایده های داعش باقی خواهند ماند، خطر بزرگتر که به طور بالقوه می تواند باعث حلول دوباره آن شود، جاذبه ایدئولوژی "نیو سلفی" نیست؛ بلکه مشکل بزرگتر شرایط اجتماعی و سیاسی است که باعث به وجود آمدن داعش شد و آن هنوز وجود دارد.

بسیار روشن و مستند است که ظهور داعش با از هم پاشیدگی دولت ها در عراق و سوریه ارتباط نزدیک داشت. اگر به حاشیه راندن و تعقیب سیستماتیک سنی ها از طریق سیاست تفرقه مذهبی نوری المالکی، نخست وزیر سابق عراق، و همچنان بی کنترولی ملیشه های شیعه نمی بود، ملاهای داعشی نمی توانستند حامیانی از میان جمعیت سنی این کشورها برای خود پیدا کنند.

کمک به تولد جهادگرایی "داعشی"

خشم سنی ها و ناامیدی کامل آنها به دلیل سرکوب در عراق و بمب ها بیرلی در سوریه عملا مردم را به سوی جهادگرایان داعش سوق داد. امروز بسیاری موافق هستند که سیاست های سختگیرانه ضد سنی ها در عراق و سوریه به تولد "دولت اسلامی" منجر شد.

برای پرداختن به ریشه های مشکل جهادگرایی، کارگزاران منطقوی و بین المللی باید چشم اندازهایی را برای میلیون ها سنی بی جا شده که بین عراق و سوریه گیر مانده اند، ایجاد نمایند. آنها باید اطمینان بیابند که سنی های عراق حضور سیاسی واقعی در کشورشان دارند.

برای ممکن ساختن این امر، ضروری است که نفوذ ایران در عراق کاهش یابد. همزمان، حکومت عراق باید از تفرقه بیشتر در کشور جلوگیری کند و مانع سوق یافتن این کشور به سوی سرنوشت لیبیا شود.

غیر از این که اصلاحاتی بنیادین برای حل بحران در خاورمیانه ایجاد شود، دیگر راهی برای پاکسازی کامل "داعش" وجود ندارد.

لؤي مدهون / ع. ح.

DW.COM

مطالب مرتبط