1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

تاریخ آگنده از خون و اسرار در روابط لائوس و امریکا

بارک اوباما نخستین رئیس جمهور ایالات متحد امریکاست که از لائوس دیدار می می کند، با آنهم لائوس پنجاه سال پیش به دلیل نقش های واشنگتن در راه اندازی یک جنگ مخفی، اردوی مخفی وشهر مخفی در آنجا،خاطرات دردناکی دارد.

داستان مداخله ایالات متحد امریکا در لائوس بسیار تکاندهنده است. این رویداد ها 50 سال پیش در زمان جنگ ویتنام اتفاق افتاده است. جنگی که در آن مردم لائوس بزرگترین بازنده اند. از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۳ ایالات متحد امریکا سنگین ترین حملات هوائی را بر لائوس انجام داد. پنج سال اول آن یک «جنگ مخفی» بود که کانگرس ایالات متحد امریکا از آن اطلاع نداشت، چه رسد به آنکه تصویبش کرده باشد.

ایالات متحد امریکا دو میلیون تن بمب بر لائوس فرو ریخت که ۲۷۰ میلیون بمب خوشه ئی مشمول آن بود. این بیشتر از مقدار بمبی است که بر کدام کشور دیگر ریخته شده باشد. این درحالیست که ۸۰ میلیون بمب خوشه ئی تا هنوز انفجار نکرده است و حدود یک سوم این کشور با مهماتی آلوده شده است که منفجر نشده اند. امروز نیز مردم قربانی آن ها می شوند. آخرین بار در اخیر اگست این امر اتفاق افتاد. یک مرمی به اندازه توپ تینس، با انفجارش پنج طفل را زخمی گردانید.

چانافا خام فونگسا موسس و مدیر سازمان غیر دولتی "میراث های جنگی" که مرکز آن در واشنگتن است، ضمن صحبت با دویچه می گوید که گرچه از ۲۰ سال به اینسو تدابیری که از خارج نیز حمایت می شوند، برای خنثا گردانیدن مهمات انفجار نکرده وجود دارد. او می گوید:« برخی مناطق شاید هیچگاه نتوانند پاک کاری شوند.» او حدس می زند که تاکنون ساحه پاک کاری شده یک در صد باشد. بارک اوباما که اکنون به حیث نخستین رئیس جمهور ایالات متحد امریکا از این کشور کوچک جنوب شرق آسیا دیدار می نماید، در زمان کارش حمایت ایالات متحد امریکا برای پاک کاری این مهمات انفجار نکرده پیوسته افزایش قابل ملاحظه داده است.

Laos - Legacies of War Fotos zum Leben im Bombenverseuchten Gebiet

مهمات انفجار نکرده جنگ در لائوس

میدان نبرد جنبی جنگ ویتنام

در اصل لائوس در جنگ ویتنام حیثیت یک میدان نبرد جنبی را داشت. این کشور رسماً بیطرف بود. این بیطرفی می بایست مطابق به یک توافق سال ۱۹۶۲ در ژنیو توسط ۱۴ کشور تضمین شده و به وسیله ملل متحد نظارت می شد. اما دیگر مدت ها بود که لائوس توپ بازی قدرت های بزرگ گردیده بود. دو دلیل سبب این امر شده بود. یکی مرز طولانی این کشور با ویتنام و دیگر "تئوری دومینو" بود که واشنگتن به آن اعتقاد داشت و به موجب آن هرگاه لائوس به دست کمونیست ها می افتاد، همه جنوب شرق آسیا کمونیست می گردید. در واقعیت امر در لائوس نیز یک جنبش مسلحانه کمونیستی وجود داشت. این جنبش عبارت از "پیتت لاو" ها بود و ویتنام شمالی کمونیست اکمالات برای ویت کانگ ها در جنوب ویتنام را قسماً از کوره راه مشهور هوچی مین تامین می نمود.

بنابراین لائوس پایگاه یکی از بزرگترین عملیات های تاریخ فعالیت های دستگاه استخبارات مرکزی ایالات متحد امریکا ( سی آی ای) گردیده بود. در آنجا اعضای قبایل کوهستانی مختلف لائوس برای یک اردوی مخفی جلب شده، آموزش دیده، مسلح می شدند و برای جنگیدن علیه پیتت لاو ها و ویتکانگ ها فرستاده می شدند. مرکز این عملیات یک شهر بود که در هیچ نقشه ای نشان داده نمی شد. این شهر لانگ چینگ و یا بعضا لانگ تینگ بود.

این شهر که حدود ۱۳۰ کیلومتری شمال پایتخت ویتنام شمالی در یک منطقه کوهستانی گرمسیر قرار داشت، به طرف چپ و راست دارای یک "رن وی" برای پرواز به طول ۱،۳ کیلومتر داشت و جمعیت مخفی آن حدود ۴۰ هزار نفر بود. در آن وقت دومین شهر بزرگ لائوس شمرده می شد. راجر وارنر که عمیقاً در مورد جنگ لائوس تحقیق کرده است، بیش از پنجاه مصاحبه انجام داده است. او اسناد و شاهدان عینی را نشان می دهد و در سال ۱۹۹۵ همه آن ها را در کتابی فراهم آورده است. وارنر در برابر دویچه وله میدان هوایی لانگ جینگ را نهایت مصروف خواند که از آفتاب بر آمد تا آفتاب نشست بدون وقفه هواپیماهای جنگی کوچک و هواپیماها باری برآن فرود می آمدند و از آن پرواز می کردند.

Laos historisches Bild Flughafen Long Cheng

میدان هوائی لانگ چنگ

همه قریب ۴۰۰ پرواز روزانه را که شامل فرود آمدن و برخاستن می شد، "ایر امریکا" انجام می داد که یک شرکت صد در صد متعلق به دستگاه استخبارات امریکا( سیا) می باشد. با این پروازها مواد غذائی، اسلحه و آمران برای قبایل کوهستانی دوست آورده می شد که فعالیت های ویتکانگ ها و پیتت لاو ها را جاسوسی می کردند و اهداف برای بمباردمان را نشانی می نمودند.

مهندس اصلی این عملیات را وارنر یک جاسوس "سیا" به نام جیمز ویلیام لیر می نامد. به گفته وی:« لیر قبلاً در تایلند یک نیروی ویژه تشکیل داد. آن ها را وی را در آغاز سال های ۱۹۶۰ به لائوس آورد. آن ها به حیث مربی، مشاور و جاسوس کار می کردند .»

قبل از همه لیر با فانگ پاو تماس برقرار کرد. او به مثابه خرد ضابط اردوی لائوس بلند رتبه ترین افسر ملیت همونگ بود و او را به سوی مفکوره اش برای تشکیل یک اردوی چریکی جلب نمود. این اردو که متشکل از ۴۰ هزار نفر بود عمدتاً هم قوم های خود وی بودند و فانگ پاو همچون جنرال شان فرمان می راند.

تلفات بلند قبایل کوهستانی

با وجود تجهیز و علی رغم حمایت گسترده هوایی، این اردوی چریکی در جنگ های سختی فرسوده شد. قبیله همونگ بیشترین تلفات را داد. کاو یانگ کارشناس همونگ ها در دانشگاه دولتی کالیفورنیا در ایمیلی تراز نامه این کار زار را به دویچه وله چنین نگاشته است:« بیش از ده درصد قومیت همونگ در جریان جنگ کشته شدند. شمار بیشتر آن ها مجروح و معلول گردیدند.» یانگ که در لائوس به دنیا آمده است می گوید:« آیا آن ها برای امریکا جنگیدند؟، نه ! جنگ به قریه های آن ها رسیده بود و آن ها را مجبور گردانید به جانبداری از یک طرف تصمیم بگیرند و بجنگند. آن ها قادر به تفکیک بین کمونیسم و سرمایه داری بودند؟ نه!»

Laos - Legacies of War Fotos zum Leben im Bombenverseuchten Gebiet

زندگی اطفال در مناطق آلوده با مهمات انفجار نکرده لائوس

جنگسالارانی با قدرت مطلق

بنابراین این به معنای آنست که یک جاسوس می تواند برنج بباراند و یا بمب. آن ها که با قدرت مطلقی مجهز شده اند می توانند خارج از کنترول گردند. یکی از نمونه های خوب شناخته شده آن انتونی پوشیپنی است. این کهنه سرباز قدرتمند جنگ جهانی دوم ابتدا مقیم لانگ چنگ بود. بعداً او به مناطق قبایلی شمال شرقی لائوس انتقال داده شد. وال ستریت جورنال در سال ۲۰۰۳ در مورد اعلان مرگ این جاسوس "سیا" نوشته بود که او از مدنیت بریده بود. با یک شهزاده خانم اهل قبیله ازدواج کرده بود و سرو گوش دشمنانش را که می برید، نزد خود جمع می کرد. وال ستریت جورنال ازقول جیم سکافیلد یک جاسوس قبلی "سیا" می آورد که چگونه پوشپنی « در مجالس سفارت ایالات متحد امریکا در ویتنام مست و در حالی که در یک دستش تفنگ و در دست دیگرش کارد بزرگی می بود ظاهر می شد.»

با توجه به اینها جای تعجب نیست که اهرن، مورخ سازمان استخبارات مرکزی ایالات متحد امریکا(سیا) در مقدمه اش بر کتاب تاریخ جنگ مخفی در لائوس می نویسد که :« این برنامه تقریباً برای همه اعضای سازمان استخبارات مرکزی ایالات متحد امریکا( سی آی ای) همچون ماجرائی در زندگی حرفه ئی شان بوده است.» اما این جمله برای بسیاری لائوسی ها یک احساس بدگمانی کامل را بر می انگیزد.

DW.COM