1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

بلجیم چطور از افراطی شدن جوانان جلوگیری می کند؟

پس از حملات تروریستی پاریس، بلجیم کم کم به عنوان مامنی برای تروریست ها مشهور شد. برخی از شهرهای بلجیم کوشش می کنند تا وضع بدتر نشود. جوانان مسلمان نباید رادیکال و افراطی شوند.

مرد جوانی از اهالی شهر "انتورپن" بلجیم فقط چند روز پس از 18 سالگی اش در سال 2013 راهی سوریه شد. آنجا او به گروه تروریستی "دولت اسلامی" پیوست. فاطمه، مادر این جوان نمی داند که پسرش زنده است یا خیر. فاطمه با اندوه قصه می کند: «هر صبح که از خواب بر می خیزم، به خودم می گویم که پسرم ممکن است مرده باشد یا شاید هم زنده باشد. هر روز من گریه می کنم، هر روز».

آخرین پیام کوتاهی که فاطمه از پسرش در سوریه دریافت کرده این است: «زندگی ام مانند یک فیلم وحشتناک است». فاطمه می گوید: «اصلا نمی توانم تصور کنم که پسرم به مسلمانان افراطی پیوسته باشد، هرگز».

فاطمه فقط پیش کمره لبخند زد.

فاطمه فقط پیش کمره لبخند زد.

اولین روزی که پسرش ناپدید شد، فاطمه نامه ای را یافت که پسرش نوشته بود برای جهاد به سوریه می رود. فاطمه قصه می کند: «بعد از آن من به فامیلم گفتم که پسرم به سوریه رفته است. آن لحظه برایم مانند مراسم تشییع جنازه بود. به خودم گفتم که او مرده است. واقعا دشوار است. او به جنگ رفت. من او را هیچ وقت دوباره نخواهم دید».

آمار غم انگیز از شهر "فیلفورده"

معاد البوداتی، مددیار اجتماعی در شهر کوچک "فیلفورده"، نزدیک بروکسل می گوید جوانانی که افراطی می شوند و به سوریه می روند، اندوه و رنج بزرگی را برای خانواده های خود به جا می گذارند. از این شهر کوچک 28 مرد جوان به گروه تروریستی "دولت اسلامی" پیوسته اند. در مقایسه با شمار کل جوانان مسلمان این شهر، این آمار بینظیری نه تنها در بلجیم بلکه در کل اروپاست. به همین دلیل، مقامات این شهر کوچک "بریک اضطراری" را کشیدند و پروژه ای را برای مقابله با افراطی شدن جوانان مسلمان راه انداختند. از آن پس شمار جوانانی که به سوریه می رفتند، به صفر رسید.

البوداتی توضیح می دهد که حالا برای جوانان کار تهیه می کنند و اوقات فراغتشان را با کارهای کارآمد پر می کنند. در کنار آن، با جوانان درباره مفهوم واقعی قرآن سخن گفته می شود. به این ترتیب جوانان بیش از این زیر سیطره سلفی ها نمی مانند.

معاد البوداتی دوست نزدیکش در سوریه کشته شد.

معاد البوداتی دوست نزدیکش در سوریه کشته شد.

این مددیار می گوید: «مساجد اذعان کرده اند که آنها در گذشته اشتباه کرده اند. آنها در گذشته از جوانان مراقبت نکردند. حالا آنها کورس های دینی ایجاد کرده اند. وقتی اشتباهی رخ بدهد، آدم می تواند تغییرات بیاورد».

بهترین دوست البوداتی یک سال پیش به سوریه رفت و آنجا کشته شد. هر جوان مسلمان در "فیلفورده" کسی را می شناسد که به جنگ رفته باشد. در همین حال، شبکه گسترده ای از افراد برای هشدارهای اولیه ایجاد شده که در آن معلمان مکاتب اولیه نیز شاملند.

"مانند یک فرقه است"

شهردار شهر کوچک "مشلین" بین "انتورپن" و بروکسل، به این باور است آدم فقط وقتی که با دیگران کار کند، اقبال پیروزی دارد. بارت زومرس خیلی پیش تر از شهرهای دیگر درباره اقدامات پیشگیرانه دربرابر افراطی گری حرف زد. او در گفتگو با دویچه وله گفت: «بخت یار ما بود». از شهر او تاکنون هیچ جوانی به سوریه یا عراق نرفته است تا به گروه های تروریستی بپیوندد. او می گوید: «آدم باید کسانی را که استعداد پذیرش باورهای رادیکال و افراطی دارند، در مراحل خیلی اولیه پیدا کند». آقای شهردار توضیح می دهد: «بنابراین باید کسانی را از همان محیط پیدا کنید که مورد اعتماد باشند و بتوانند با آنها صحبت کنند و از انزوای این افراد باید جلوگیری شود. اینها (گروه های افراطی) مانند یک فرقه عمل می کنند و کوشش می نمایند تا فرد قربانی را از خانواده اش جدا و منزوی کنند. ما تلاش می کنیم تا ارتباط این افراد با جامعه را دوباره بازسازی نماییم».

بارت زومرس، شهردار مشلین

بارت زومرس، شهردار مشلین

پولیس نیز می تواند در این استراتژی پیشگیرانه نقش بازی کند. یویس بوگارتس، رئیس پولیس شهر "مشلین" می گوید که با "پولیس همسایه" یا همان افراد محل می توانند این گونه مشکلات را زودتر شناسایی کنند. پولیس هر هفته از جوانان آسیب پذیر دیدن می کند و یا آنها را برای مصاحبه به اداره فرا می خواند.

بوگارتس می گوید "چیزی که ما کم داریم نیروی پولیس از بین مسلمانان است". بنابراین او تلاش می کند تا افسر پولیس از افرادی از خانواده های مهاجر استخدام کند. رئیس پولیس همچنان می گوید که اقدامات پیشگیرانه فقط برای جلوگیری از افراطی شدن مسلمانان نیست بلکه برای جلوگیری از افتادن جوانان به دام "نئو نازی" ها هم می باشد.

مبارزه "مشلین" در برابر مبلغان افراطی

بارت زومرس، شهردار "مشلن" می گوید باید از خود بپرسیم چرا کسانی که در بلجیم به دنیا می آیند و به یک مکتب دموکراتیک می روند، به افراطی گری و تمامیت خواهی رو می آورند. فاشیسم دهه 1930، اسلامگرایی و سلفی گری امروز همه یک گونه عمل می کنند. او می گوید: «ما باید بدانیم که این جنگ علیه یک دین نیست، بلکه علیه یک ایدئولوژی است. خطر امروزه در هر گوشه ای کمین کرده است. این یک جنگ سیاسی بین انسانیت و دموکراسی در یک سو و افراطی گری و تمامیت خواهی در سوی دیگر است. ما باید برای فکر و قلب جوانان خود بجنگیم».

شهر "مشلین" یک شهر چند فرهنگی و چند دینی است. شهردار می گوید که آدم باید این واقعیت را بپذیرد. او می گوید چنانچه انجمن مساجد نیز خطری را ببینند، همکاری می کنند: «ما یک رابطه آزاد و همراه با اعتماد را حفظ می کنیم. مساجد شهر من شدید کار می کنند تا از افراطی شدن افراد جلوگیری کنند. بیشتر این که، من تلاش می کنم مردم به این شهر نه به عنوان یک مسلمان بلکه به عنوان یک شهروند ببینند».

شمار جنگجویان خارجی که به گروه تروریستی دولت اسلامی پیوستند.

شمار جنگجویان خارجی که به گروه تروریستی "دولت اسلامی" پیوستند.

"من بسیار عصبانی بودم"

در دیگر شهرهای بلجیم، مبارزه با افراطی شدن چندان موفقیت آمیز نبوده است. تقریبا حدود 500 بلجیکی با نام "جنگجوی خارجی" در سوریه می جنگند. بسیاری نیز به بلجیم بازگشته اند. بوگارتس، رئیس پولیس "مشلین" می گوید: «طبیعتا این یک خطر است».

بسیاری از افراطیان اما در شهرهای بزرگ مانند "انتورپن" و بروکسل جمع شده اند. خطر در مناطقی مانند مولنبیک بروکسل خیلی دیر رو شد و حالا باید با جنگجویان تروریست در آنجا مقابله شود.

فاطمه مادر یک "جنگجوی خارجی" دو و نیم سال است که مشغول برنامه مبارزه با افراطی گری می باشد. او قصه خودش و خانواده اش را نقل می کند. فاطمه می گوید: «برای من این وضعیت آسان نیست». فاطمه سه فرزند دارد. او هرچند هر روز نگران فرزند بزرگ خود است، اما می خواهد نشان دهد که پسرش اشتباه کرده است. او جگرش از دست پسر 20 ساله اش خون است. او به پسرش در یک تماس تلفونی کوتاه پس از سفرش گفته است که چه به حال و روز او آورده است. فاطمه می گوید: «او گفت که به خاطر من این کار را کرده؛ اگر کشته شدم در بهشت همدیگر را می بینیم. من به او گفتم، خودم شخصا تو را به دوزخ خواهم برد. در اسلام گفته شده که تو باید از پدر و مادرت مراقبت کنی و احترام بگذاری. تو مرا بسیار ناراحت ساخته ای».

DW.COM