بختیاری: مشکل پارلمان ناشی از «ساختارهای قومی» است | مصاحبه ها | DW | 03.02.2011
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

بختیاری: مشکل پارلمان ناشی از «ساختارهای قومی» است

انتخابات پارلمانی افغانستان که انتظار میرفت گرهی از مشکلات بگشاید، خود دارد به یک مشکل تبدیل میشود. نتیجه انتخابات با جنجالهای زیاد اعلام گردید، مجلس بعد از هفتهها کشمکش گشایش یافت و اکنون جنجال بر سر ریاست مجلس است.

عزیز بختیاری، جامعه شناس و رییس موسسه تحصیلات عالی کاتب

عزیز بختیاری، جامعه شناس و رییس موسسه تحصیلات عالی کاتب

بحثها در این رابطه رنگ سیاسی به خود گرفته اند. عزیز بختیاری، جامعه شناس و استاد دانشگاه خصوصی کاتب، در گفتگویی با دویچه وله به جوانب جامعه شناختی این مشکلات میپردازد.

دویچه وله: این روزها بحث پارلمان و به خصوص بحث گزینش رییس مجلس نمایندگان و مجلس سنا، تمام رسانههای افغانستان را به خود مشغول داشته است. نتایج انتخابات پارلمانی نیز با گرفتاریهایی همراه بود و بالاخره پارلمان با تأخیر زیاد به کارش آغاز کرد . این روز ها انتخاب رییس مجلس هم گرفتاریهای خودش را دارد. میخواستم از شما بپرسم که تحلیل شما از این اوضاع چه است؟

بختیاری: بلی، متأسفانه همان گونه که شما فرمودید، در افغانستان ما به شدت نیاز داریم که دموکراسی و نهادهای دموکراتیک را نهادینه کنیم و هر مقامی باید تلاش کند که اهمیت این نهادها را برای مردم تثبیت نموده و به موقع آنها را مورد اجرا قرار دهد. اما متأسفانه در طول این ده سال تجربه نشان داد که روند کار این گونه نبود و این موضوع میتواند دلایل متعدد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشد. من از دلایل سیاسی آن صرف نظر میکنم چون در این روزها زیاد راجع به آن صحبت میکنند و همان طوری که شما فرمودید، به عوامل اجتماعی آن اشاره میکنم.

یکی از عوامل بسیار مهم آن نهادینه نشدن نهادهای قانونی و دموکراتیک است. با توجه به این که در گذشته هم افغانستان یک کشور مدنی و قانونمند نبوده و به خصوص در طی سی سال اخیر که آشوب، جنگ و بحران بر این کشور حاکم بوده، متأسفانه نهادهای قانونی، قضایی و اجرایی ما هیچ کدام نهادینه نشده اند.

وقتی که ما دارای ساختار قومی این گونه باشیم، این ساختار حتا در نهادهای رسمی مثل مجلس هم رسوخ و نفوذ میکند

وقتی که ما دارای ساختار قومی این گونه باشیم، این ساختار حتا در نهادهای رسمی مثل مجلس هم رسوخ و نفوذ میکند

دویچه وله: به نکتۀ بسیار خوبی اشاره نمودید، به نظر شما علت نهادینه نشدن قانون چه است؟

بختیاری: عرض کردم که افغانستان در گذشتهها هم کشور قانونمند نبوده و حالا زمان میطلبد، یعنی در یک جامعه باید طی دههها تمرین شود و حتا شاید به قرن برسد تا این که قانون و نهادهای قانونی نهادینه شوند و در فکر و ذهن آدمها جای بگیرد تا بالاخره بر اساس آنها و در چارچوب آنها عمل کنند. در این مدت همۀ نهادها و همۀ کسانی که مجریان قانون اند، باید تلاش نمایند تا قانون را به خوبی اجرا کنند.

ولی اگر ما هر لحظه و هر روز مهمترین قانون را که در واقع قانون اساسی است، نقد کنیم به همۀ مردم یاد میدهیم که این قانون فقط روی کاغذ نوشته شده و خیلی هم لازم الاجرا نیست.

دویچه وله: فرمودید که این موضوع یک پس منظر تاریخی دارد، یعنی میخواهید بگویید که قانون گریزی در افغانستان یک رسم است؟

بختیاری: نمیخواهم بگویم که فقط افغانستان این خصوصیت را دارد، هر جامعۀ دیگری که سالهای متمادی دولتمردان آن تلاش نکنند که قانون را در کشور شان اجرا کنند، آن کشور فانونمند نمیشود. هر جامعۀ دیگری را هم اگر در نظر بگیرید، آنها زمانی قانونمند شده اند که کسانی یا نهادهای مردمی آنجا بالاخره مصمم شدند که کشور شان را قانونمند بسازند. حتا همین کشورهای همسایۀ ما که بعضیهای شان از ما بهتر قانونمند شده اند، پیشزمینههای تاریخی را پشت سر گذاشته اند.

این یک مشکل است، مشکل نهادینه شدن قانون که هنوز در افغانستان متأسفانه صورت نگرفته است و باز در پشت این مشکل و یک لایه پایینتر از آن، در جامعۀ افغانستان چیزی است به نام ساختارهای قومی. من معتقد استم که بسیاری از آشوبها و آشفتگیهای سیاسی ما ریشه در ساختارهای قومی دارد. چون از یک طرف نهادهای قانونی شکل نگرفته اند و از سوی دیگر یک ساختار قومی توزیع قدرت در جامعۀ ما وجود دارد. مردم فکر میکنند که تنها از طریق روابط قومی میتوانند منافع شان را تأمین و تضمین نمایند.

بنا بر این ، اینها چه در روابط عادی و مردمی خود شان و چه زمانی که حتا انتخاب میشوند و در مسند قدرت قرار میگیرند و در نهادهای بسیار مهمی مثل مجلس و حتا ریاست جمهوری میرسند، هنوز بر اساس همان ذهنیت قوم مدارانه عمل میکنند. وقتی در مجلس میآیند، بر اساس قانون کار نمیکنند و فکر نمیکنند که وکیل مردم هستند و باید تلاش نمایند که منافع مردم را تأمین و تضمین نموده و قانون اساسی را اجرا کنند. بر عکس سعی میکنند که منافع قومی شان را از این کانال به دست آورند. وقتی که این گونه باشد بالاخره کشمکشهای قومی صورت میگیرد.

در افغانستان ما به شدت نیاز داریم که دموکراسی و نهادهای دموکراتیک را نهادینه کنیم

در افغانستان ما به شدت نیاز داریم که دموکراسی و نهادهای دموکراتیک را نهادینه کنیم

دویچه وله: شما نا به سامانیها و کندی کار پارلمان را ناشی از همین گرایشهای قومی میدانید؟

بختیاری: دقیقآ، دیدیم زمانی که آقای کرزی متوجه شد که بالاخره برادران پشتون ما این بار کمتر در مجلس راه پیدا کرده اند، موضوع محکمۀ اختصاصی را مطرح کرد و بالای لوی سارنوالی و محکمه فشار آورد تا این که آنها پستهای ویژه را تشکیل دهند و از طرف دیگر میبینیم که این چند روز وقتی میخواهند که رییس مجلس را انتخاب کنند اصلآ موضوع ایدیولوژی، برنامههای کاری، شیوههای کاری و منافع علیای این کشور مطرح نیست، تنها موضوعی که مطرح است، قوم است و هر کس سعی میکند تا قوم خودش بیشتر مطرح باشد. یا این که ایتلاف میکنند تا منافع قومی خود را به خیال خود شان تأمین کنند یا این که اگر قوم بزرگتر است سعی میکنند که دیگران را جذب کنند تا این که گروه خود شان کلانتر شود.

دویچه وله: فکر میکنید این مشکلات جامعۀ افغانستان بیشتر ناشی از نبود احزاب مدرن امروزی است یا مسایل قومی؟

بختیاری: وقتی یک جامعه دارای ساختار قومی باشد، این ساختار به جای خیلی چیزهای دیگر و به جای همان احزاب هم کار میکند. یعنی وقتی ساختار قومی به این شدت وجود داشته باشد، ساختار حزبی شکل نمیگیرد. وقتی که فضا این گونه باشد و ما دارای ساختار قومی این گونه باشیم، این ساختار حتا در نهادهای رسمی مثل مجلس هم رسوخ و نفوذ میکند و در آنجا بسیار آدمهای چالاک و هوشیاری هستند که پول و امکانات دیگر در اختیار دارند که میتوانند از این ساختار به نفع خود شان استفاده کنند ...

بنا بر این با همه گرفتاریهای سیاسی که ما داریم، این پیشزمینهها هم برای ایجاد و تداوم این وضیعت کمک میکند.

دویچه وله: یکی از مسایل دیگری که زیاد در جامعۀ افغانی دیده میشود این است که اکثر نخبگان و تحصیلکردههای افغانستان علاقه مند هستند تا در رأس هر ادارهیی قرار بگیرند. فکر نمیکنید که انتخاب رییس پارلمان هم ناشی از همچو طرز دیدها باشد؟

بختیاری: من فکر میکنم که این موضوع اختصاص به افغانستان ندارد و در هر کشوری افراد سعی میکنند تا پستهای بالاتری را کسب کنند منتها شیوهها فرق میکند. در یک جا میتواند خدمت کردن انگیزۀ رسیدن به پستهای بالا باشد. در جایی میتواند که این انگیزه شهرت طلبی باشد و در جایی هم میشود ترکیب خدمت و شهرت باشد.

در یک جا ساختاری که آدمها را به پستهای بالا میرساند حزب و در جایی قوم است. در همه جا رقابت برای اشغال پستهای مهم وجود دارد منتها در افغانستان این موضوع با یک ذهنیت قومی آمیخته شده است. در این چند روز مشکل ما این بود که آیا رییس مجلس پشتون باشد یا تاجیک؟ معاونیناش باید کیها باشند؟ آیا هزاره سهمی در آن داشته میتواند؟ ازبکها چه جایگاهی را میتوانند کسب کنند؟ در حالی که من فکر میکنم که این نمایندگان ما اگر به جای ذهنیت قومی، دارای ذهنیت ملی باشند، اینگونه فکر خواهند کرد که کسی که میتواند خدمت کند و توانمندی بیشتر دارد، باید در فلان پست قرار بگیرد ...

گفتگوکننده: روح الله یاسرویراستار: عارف فرهمند

مطالب مرتبط