1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

بحران ها آلمان و فرانسه را به هم نزدیک ساخته است

انگلا مرکل صدر اعظم آلمان روز جمعه عازم فرانسه شده است. او و فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه به تفاهم جدیدی باهم رسیده اند. دلیل آن قبل از همه سیاست جهانی است.

همه چیز در جهت یک آغاز نو به نظر می رسند. صدراعظم آلمان و رئیس دولت فرانسه، مجموع وزنه سیاسی شان را در پله ترازو انداخته اند تا در اوکرایین صلح بیاورند. این مطلب هنگامی رونما شد که هر دوی شان در 11 فبروری به طور غیرمترقب نخست با پترو پوروشنکو رئیس جمهور اوکرایین و پس از آن با ولادیمیر پوتین رئیس دولت روسیه مذاکره کردند. طبعاً چشم انداز موفقیت این میانجیگری شان برای صلح، از آغاز اندک بود و بدبینی بسیاری ناظران نیز در عین زمان آن را تایید می کرد. اما آنچه بیشتر این اقدام فرانسه و آلمان را مرغوب گردانیده است، تاثیری است که از قبول یک مسئولیت اجتناب ناپذیر از احتمال خطر و اما همچنان نزدیکی دوباره بین برلین و پاریس پس از مناقشات زیاد ناشی می شود.

همچنان با هم ایستادن بعد از حملات تروریستی اسلامگرایان بر جریده طنزی فرانسوی شارلی ابدو در ماه جنوری نیز علامت باهمی بود. همواره چنین نبوده است. تا همین اندکی پیش ملاقات بین مرکل و اولاند چیزی کمتر از ابراز مصلحت ملی بود. مواضع مختلف در قسمت سیاست اقتصادی و بودجه پیوسته مایه مناقشه می شد. آلمان سرمعلم پنداشته می شد و فرانسوی ها شاگرد کمرو در آوردن تغییرات.

حذف نقش های قدیمی

آیا چنین منازعه بزرگی ضرورت بود تا باز هر دو کشو وارد کار مشترک شوند؟ برای خانم کلیر دمیسمی از انجمن آلمانی برای سیاست خارجی پاسخ به این سوال مثبت است. او می گوید: «با این بحران ها روابط آلمان و فرانسه زیر رهبری مرکل و اولاند به کیفیت جدیدی نایل شد. البته هم در سطح کاری و هم در سطح روابط انسانی؛ در منازعه اوکرایین و همچنان حملات تروریستی در پاریس که مسئله امنیت، صلح و ارزش هایی مطرح اند که ما را متحد می گرداند.»

مرکل از مدت ها پیش به اینسو به حیث یک مذاکره کننده اصلی در بحران اوکرایین فعالیت می کرد. اینکه او اولاند را بعداً در چنین نقش برازنده ای سهیم ساخت، از نظر فرانک باسنر رئیس بنیاد آلمان و فرانسه در لودویگسبورگ، یک مانور ماهرانه بود. هردوی شان خواستند نشان بدهند که «ما تکروی نمی کنیم، مسئله منافع آلمان نه، بلکه منافع اروپا مطرح است.» از نظر باسنر اگر مرکل بدون اولاند در این نقش باقی می ماند، شاید چنین به نظر می رسید که «گویا آلمان سیاست اروپا را کاملاً زیر سلطه اش دارد و این هرگز خوب نیست.» کلیردیمیسمی به این نظر است که دپیلوماسی مشترک تنها مربوط به مسأله اوکرایین نیست. دو وزیر خارجه، یعنی لاورن فابیوس و فرانک والتر شتاینمایر پس از آن تنها در کیف نه، بلکه همچنان در جاهای دیگر به طور مثال در شمال افریقا رفتند. «به این ترتیب آن ها می خواهند نشان بدهند که توزیع قدیمی نقش ها، یعنی این که آلمان مسئول شرق و فرانسه مسئول جنوب باشد، دیگر اعتبار ندارد».

یونان نتوانست نفاق بار آورد

اما چنین اقداماتی نمی توانند در مورد تفاوت ها در سیاست اقتصادی به ظهور رسند. حکومت فرانسه از مدت ها پیش جانبدار برنامه رشد دولتی است و علیه آنچه سیاست تحمیل شده از جانب آلمان و سیاست اروپایی یک جانبه برای صرفه جویی خوانده می شود، مبارزه می کند. فرانسه برای پیشبرد اصلاحات در کشورش خود با مشکلات سیاسی بزرگی مواجه است. از نظر دیمیسمی قسماً این امر از آنجا ناشی می شود که «نظام سیاسی فرانسه با انقطاب همراه است و این امر پیوسته منجر به تقابل راست و چپ می گردد. بنابراین بسیاری محافظه کاران برنامه های حکومت سوسیالیست را رد می کنند، ولو اینکه این اصلاحات را خود (حکومت فرانسه) تقاضا کرده باشد».

NATO Gipfel in Wales 05.09.2014

مرکل در تلاش برای حل بسیاری بحران ها رئیس جمهور فرانسه را در کنار خود دارد.

اختلاف نظر در قسمت سیاست اقتصادی، مالی و بودجه یی «باقی می مانند، زیرا هر دو کشور در این مسائل منافع مختلف و دیدگاه های خودشان را به عنوان راه حل دارند.» البته دیمیسمی معتقد است که «نزدیکی هر دو جانب در هفته های گذشته می تواند به آمادگی های بیشتر جهت مصالحه بیانجامد». باسنر چنین علایم را قبلاً در قسمت برخورد در برابر یونان می بیند: «حکومت جدید یونان تلاش کرد تا چوبی را در لای چرخه سیاست مشترک اسعاری اروپایی قرار دهد، اما موفق نگردید. این نشان می دهد که حکومت فرانسه می داند که سمت و سو در کل غلط نیست».

تقویت سیاست میانه روانه

یک چیز دیگر نیز در فرانسه تغییر کرده است. یعنی پس از حملات اسلامگرایان در پاریس نه تنها فرانسویان از نگاه سیاسی و اجتماعی با هم نزدیک شدند، بلکه همچنان حیثیت و وجاهت رئیس جمهور در بین عامه مردم که تا آن وقت از ده ها سال به اینسو یکی از نامجبوب ترین رئیسان دولت شمرده می شد، با ظهور خاص و در عین زمان قاطعانه اش، ناگهان افزایش یافت. فرانک باسنر از بنیاد آلمان و فرانسه معتقد است که خط میانه سیاسی دست کم به طور موقت در فرانسه تقویت شده و دست راستی های افراطی منسوب به جبهه ملی تضعیف گردیده اند.

اما در این مورد نمی توان چیزی گفت که آیا این وضعیت بر انتخابات ریاست جمهوری در سال 2017 نیز تاثیر خواهد گذاشت. خانم کلیر دیمیسمی نیز به عین نظر است. او می گوید: «این حملات تروریستی در درازمدت بر فرهنگ سیاسی فرانسه تاثیر می گذارد، اما رفتار سیاسی را به طور اساسی تغییر نمی دهد.» انگلا مرکل صدراعظم آلمان فدرال با دیدارش از پاریس به یک کشور از لحاظ سیاسی دچار تفرقه و از لحاظ اقتصادی نامطمئن سفر می کند. با اینهم دست کم جو مناسبات بین دوکشور و بین مرکل و اولاند به طور قابل ملاحظه ای بهبود یافته است.

DW.COM