1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

بازگشت به افغانستان؛ سرنوشت نامعلوم اخراج شده ها

برای بسیاری از افغان هایی که از اروپا اخراج می شوند، افغانستان دیگر خانه آنها نیست؛ به خصوص برای آن عده که مدت طولانی تری در آلمان بوده اند. خبرنگار "دی. پی. ای" سراغ برخی از این افراد را گرفته است.

بادام در حدود 70 دقیقه با موتر دورتر از کابل در "ناکجا آباد" زندگی می کند. این افغان 34 ساله در ماه جنوری امسال از آلمان به افغانستان اخراج شد. از آن وقت تا حالا، او از یک سرپناه به سرپناه دیگر می رود. حالا او با یک مرد پیر که از دوستان فامیلی اوست، زندگی می کند.

حیدری لب جاده ایستاده است. از او می پرسم اجازه است داخل برویم؟ او می گوید نه. معلوم نیست که چه کسی ما را اینجا می بیند. با او به دره می رویم و داخل موتر با هم صحبت می کنیم. حیدری مدام به عقب را نگاه می کند. برای او اینجا سرزمین او نیست؛ بلکه سرزمین دشمن اوست.

بیشتر از هفت سال پیش، بادام حیدری از ولایت غزنی بیرون شد؛ جایی که حالا یکی از ناامن ترین مناطق افغانستان است. او در آن زمان به عنوان محافظ در دفتر انکشافی ایالات متحده "یو. اس. اید" کار می کرد. او می گوید که دوران خوبی بود و پول خوبی به دست می آورد؛ اما تا وقتی که دو پسر کاکایش به طالبان نپیوسته بودند. برای طالبان ایالات متحده و موسساتش دشمن هستند. آنها از کار حیدری متنفر بودند. آنها همواره با هم دعوی می کردند. حیدری قصه می کند که نهایتا پسرهای کاکایش از او خواستند تا بمبی را با خود پیش امریکایی ها ببرد. یک شب اوضاع بدتر شد وقتی که دختر کوچک او در سر مورد اصابت مرمی قرار گرفت و مرد. حیدری سکوت می کند و چشم هایش سرخ می شود.

بادام حیدری هفت سال در آلمان بود. پنج سال او در شهر "ورتسبورگ" با ساندویچی "بورگر کینگ" کار کرد تا وقتی که در تابستان سال 2016 اجازه کار خود را از دست داد و چند ماه بعد در جنوری سال 2017 با هواپیما به افغانستان پس فرستاده شد.

پدر و مادر، همسر و طفل حیدری نیز از غزنی گریختند و حالا در پاکستان زندگی می کنند. اما حیدری نمی تواند آنجا برود. پاکستان در حال حاضر صدها هزار افغان را اخراج می کند. او به غزنی هم پس رفته نمی تواند، به خاطر پسرهای  کاکایش که طالب هستند. او حالا با یک پیرمرد زندگی می کند و می گوید که "همیشه به فکر هستم". او فقط پنج روز می تواند آنجا بماند. این که بعدش کجا آواره می شود، چیزی نمی داند.

ماجرای بادام بدترین قصه در جمع دیگر افراد اخراجی است. آرش الکوزی، 22 ساله با یک جمپر چرمی سرخ و لباس اتوکشیده افغانی پلان های زیادی در سر دارد. او قصد ندارد در افغانستان بماند و از اکنون فکر می کند که چطور می تواند به زودترین وقت دوباره به آلمان بازگردد. دوست دختر او که پولندی است تمام اسناد را برای عروسی با او آماده کرده است.

الکوزی می گوید که او به این ترتیب می تواند دوباره با آلمان برود اما اضافه می کند: «اگر این راه نشد، من یک روز هم منتظر نمی مانم و می روم». او می گوید: «من مرزها را خوب می شناسم».

آرش هفت سال در نورنبرگ زندگی کرده است. او هم اقارب زیادی در افغانستان ندارد. پدر و مادر او هم به سوی اروپا حرکت کرده اند و بی پول در ترکیه گیر مانده اند. برادر و خواهر او از همسر اول پدرش سالهاست که در آلمان زندگی می کنند. الکوزی حالا در کابل در خانه یکی از بچه های کاکایش زندگی می کند.

آرش قصه می کند: «من هر روز به یک پارک می روم و آنجا می نشینم. بعد دوباره به خانه بر می گردم. در بیرون به هیچ کسی نمی توانی اعتماد کنی».

با این حال، پول یکی از مسائل اساسی بازگشت کنندگان به افغانستان است. فامیل این افراد انتظار زیادی از کسانی دارند که مدتی را در آلمان سپری کرده اند. "سازمان بین المللی مهاجرت" (آی. او. ام) کمک پولی را یک آغاز دوباره برای افراد اخراج شده می داند. برای پناهجویانی که به کشورشان باز می گردند، بسته کمکی در نظر گرفته شده است که به آن اصطلاحا "حمایت معنوی و تخنیکی" گفته می شود. برای افراد اخراج شده، این مبلغ حدود 700 یورو می باشد.

اما این افراد با موانع مختلفی روبرو هستند. اول از همه یافتن کار و یا شریک تجاری می باشد. برای کسانی که مدت طولانی تری در آلمان بوده اند، این مسئله دشوارتر است.

عبدالغفور مردی جوانی که از ناروی بازگشته و حالا با یک موسسه غیر دولتی کوچک کار می کند، می گوید: «در افغانستان فرصت کاری بسیاری کم است. کارها به دوستان و اقارب داده می شوند». او در ادامه می گوید: «کسانی که در خارج بودند، این گونه شبکه و ارتباطات ندارند. یا این که در کابل نیستند». عبدالغفور درباره پولی که افراد اخراج شده دریافت می کنند، می گوید: «بسیاری ها این پول را برای فرار دوباره استفاده می کنند». او توضیح می دهد: «کم از کم 50 درصد موارد این گونه است».

الکوزی حالا همه اسناد لازم ازدواج را دریافت و تکمیل کرده است اما هرچند که او خیلی باهوش است، با آن هم مدام می جنگد. او می گوید: «هر روز اسناد را به "آی.او. ام" می آورم و آنها می گویند که یک جایش اشتباه است. آیا آنها می خواهند مرا کمک کنند یا سر بدوانند».

سه هفته پس از اولین دیدار، تلفونی با بادام حیدری حرف زدم. او گفت که هنوز بیکار است و با یک خیاط دوست شده است که گاهی پیش او می رود.

خبرگزاری آلمان / ع. ح.

DW.COM