1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

انسداد مرزها؛ کودکان پناهجو در برزخ

در مرز مقدونیه کودکان پناهجویان همچنان با سرما و خاک دست و پنجه نرم می کنند. فقط شهروندان سه کشور سوریه، عراق و افغانستان اجازه عبور دارند، دیگران همچنان پشت مرز گیر کرده اند.

ایرو کوفوکوتسیوس 18 ساله که با یک گروه از مددکاران به منطقه مرزی بین یونان و مقدونیه آمده، می گوید: «چیزهایی که کودکان رسامی می کنند، زشت هستند؛ مردانی با تفنگ، جنگ و شکنجه».

این دختر جوان در ادامه می گوید: «ما نمی توانیم برایشان غذا و سرپناه بیاوریم، اما ما فکر کردیم شاید بتوانیم لبخند را بر لبشان بنشانیم».

اما اینجا، در کمپ آوارگان در شهر کوچک ایدومنی یونان دشوار است که لبخند به لب کسی بنشیند. پس از آن که حکومت مقدونیه هفته گذشته اعلام کرد که فقط به پناهجویانی از کشورهای افغانستان، سوریه و عراق اجازه عبور می دهد، هزاران نفر اینجا گیر افتاده اند. این وضعیت منجر به تظاهرات روزانه شده است. روز دوشنبه هفته گذشته یک گروه از ایرانیان لب های خود را به نشانه اعتراض دوختند.

اما پشت صداهای خشمناک و فریاد مردهایی که با پولیس ضد شورش یونان مقابله می کنند، حدود 70 کودک نیز بین خاک و کثافات ایستاده اند. بیشتر این کودکان ایرانی و پاکستانی هستند، و برخی دیگر از مراکش، سومالیا، سودان، بنگله دیش و دیگر کشورها. بسیاری از این اطفال با والدین خود آمده اند اما بعضی هم به تنهایی راه سفر را پیش گرفته اند. اما با مسدود شدن مرزها، همه این کودکان در "برزخ پناهجویان" گیر کرده اند.

روز شنبه، کوفوکوتسیوس و همکاران رضاکارش میزهایی را مهیا کردند تا کودکان بتوانند دور آن بازی کنند؛ بازی هایی مانند "کاغذ قیچی". برخی از این کودکان فقط سه – چهار سال عمر دارند.

بازی و رسامی یک موفقیت بزرگ بوده است؛ زیرا صدای خنده و آواز کودکان در میان هیاهوی بزرگسالان یک بار دیگر به گوش رسید. خنده کودکان حتا سبب شد تا لبخند کوچکی بر لب بزرگسالان بنشیند.

آینده ای دور

حداقل 25 درصد از 700 هزار پناهجویی که امسال به یونان رسیدند، کودکان بوده اند. سفر آنها بسیار ترسناک بوده است: در آب های خطرناک مدیترانه که خطر غرق شدن در آن بسیار زیاد است. به گفته خانم کیت اوسولیوان از بنیاد "حفاظت از کودکان"، از هنگامی که عکس یک کودک غرق شده در ماه سپتمبر جهانی شد، تاکنون بیش از 110 طفل دیگر جان خود را در آب های مدیترانه از دست داده اند. حالا برای این کودکان که پشت مرز گیر کرده اند، بنیاد "حفاظت از کودکان" یک خیمه سفید به نام "منطقه امن" برپا کرده است. خانم اوسولیوان می گوید: «این کودکان مانده و ترسیده هستند. این خیمه به آنها فضایی را مهیا می کند تا کمی استراحت کنند، رسامی کنند و دوباره یک طفل باشند».

بسیار از اطفال درباره آنچه بر آنها گذشته حرف می زنند و نقاشی می کنند اما بسیاری از آنها می خواهند درباره آینده بهتر سخن بگویند. اوسولیوان می گوید: «من صدها رسامی از خانه دارم؛ از خانه هایی که آنها می خواهند سرانجام آنجا زندگی کنند».

اما با سختگیری های جدید حکومت مقدونیه، آینده این کودکان دور و نامعلوم به نظر می رسد. برتراند دسمولینس از "صندوق حفاظت از کودکان سازمان ملل متحد" می گوید: «بستن مرز دروازه را به روی خشونت، به روی بهره کشی و قاچاقبری باز می کند».

او در ادامه می افزاید: «بسیاری از این کودکان مصمم هستند که به آلمان برسند، به مکتب بروند و انجنیر یا داکتر شوند. آنها هر کاری می کنند تا از مرز عبور کنند».

"کاش آن سوی مرز باشم"

حتا برای کسانی که اجازه عبور دارند، محدودیت های جدید مشکلات بیشتری را آفریده است.

فدا، 16 ساله یکی از کسانی است که با خاله و ماما و دو طفل سه و چهار ساله از روستایی نزدیک شهر حمص به سوی اروپا سفر کرده است. او به دلایل امنیتی نام خانوادگی اش را نگفت اما توضیح داد وقتی که یک بمب به روستای آنها اصابت کرد و شش بزرگسال و 12 کودک را کشت، آنها تصمیم گرفتند تا مهاجرت کنند.

مانند بسیاری ها، عبور از دریا برای او خطرناک بود. این دختر نوجوان می گوید: «قایق ما که به آب انداخته شد، هر ساعت گویا یک هفته بود». او می افزاید: «اما پس از رسیدن به خشکی و عبور از یونان به مقدونیه رسیدیم؛ اما اینجا هم مرزها به خاطر پناهجویان عصبانی که علیه دولت شعار می دهند، مسدود شده است».

فدا می گوید: «ما مجبور بودیم تمام طول شب منتظر باشیم. ما نخوابیدیم. چیزی هم نخوردیم. هوا بسیار سرد بود. ای کاش آن سوی مرز می بودیم».

فدا که با خاله و مامایش سفر می کند، از حمایت آنها بهره مند است اما بسیاری از اطفال این اقبال را ندارند. وزارت داخله مقدونیه گفته است که فقط در سه هفته اول ماه نوامبر، 4259 کودک بی سرپرست را در این کشور ثبت کرده است.

الکساندرا کراوس از "کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد" می گوید: «انسداد مرزها، راه را برای تقلب باز می کند. همگی یکباره یا سوریه ای یا عراقی می شوند».

فدا هنوز امید دارد. او می گوید: «من به آلمان می روم، می خواهم دوباره به مکتب بروم و انجنیر شوم».