1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

امیر مهاجر افغان در میان دو دنیا

امیر یکی از ترجمانان اردوی آلمان در افغانستان بود. او فعلاً در آلمان زندگی می کند. او هم جنگ و هم خانواده اش را ترک کرد. امیر نگران خانواده اش است و می خواهد آنها را نیز به آلمان بیاورد، اما تا کنون موفق نشده است.

امیر با صدای آرام و به زبان آلمانی که خوب آنرا صحبت می کند، می گوید: «من در جنگ به دنیا آمدم، بزرگ شدم و در جریان جنگ به مکتب رفته ام.» او که یک پطلون کوبای و تی شرت به تن دارد، روی کوچ در آپارتمان کوچک اش نشسته است. امیر در شهر کُلن آلمان دور از زادگاه اش کندز و دور از جنگ زندگی می کند.

از ماه فبروری 2014 او در آلمان بسر می برد، دوباره به مکتب می رود و مصروف آموزش بهتر زبان آلمانی است. سال بعد او می خواهد در رشته تکنالوژی معلوماتی دیجیتل تحصیل کند. امیر فعلاً 25 سال دارد. او قصد دارد در آلمان آینده ای برایش بسازد. فعلاً برگشت به افغانستان برایش گزینه نیست. او حتی اگر بخواهد که به افغانستان برگردد، این حرکت می تواند برای او منجر به مرگ شود.

از سال 2009 تا پایان سال 2012 او برای اردوی آلمان به عنوان مترجم کار می کرد. این کارش خشم طالبان را برانگیخت. امیر طی یک نامه از جانب طالبان تهدید به مرگ شده بود؛ چون او به قول طالبان یک جاسوس دشمن است. امیر می گوید طالبان در آن زمان از من خواستند تا "من باید همه چیز را که آلمان ها انجام می دهند برایشان بگویم در غیرآن به من صدمه خواهند رساند."

Afghanistan Übersetzer Bundeswehr

یک سرباز آلمان(چپ) و ترجمان اش در جریان کار در نزدیکی شهر کندز

به دل امیر ترس راه پیدا کرد. او همراه دو دوست و همکار اش برای به دست آوردن کمک به اردوی آلمان مراجعه کرد. امیر می گوید: «من برای آنها نوشته کردم که می خواهم به آلمان بروم.» بعد از ماه ها بالاخره در اکتوبر 2013 امیر جواب دریافت کرد که می تواند به آلمان برود.

در این نامه آمده بود که شما اجازه اقامت بر اساس "قوانین بین الملل و به دلایل بشردوستانه"دریافت می کنید. در بند 22 قانون اقامت آلمان چنین درج گردیده است. اما قبل از اینکه کارهای سفر امیر به آلمان واقعاً آغاز گردد، یکی از همکاران سابق اش به قتل رسید. او نیز قبلا تهدید به مرگ شده بود. امیر معتقد است که طالبان در پشت این واقعیت نهفته بودند؛ اما حکومت آلمان ادعا کرده است که این قتل یک پس زمینه جنایی داشته است.

امیر و همکار دیگر اش به آلمان رسیدند. او بالاخره در امن زندگی می کند. یکی از برادران امیر که او نیز یکی از ترجمان های سابق اردوی آلمان بود، در نزدکی های شهر بن با خانواده اش زندگی می کند. اما امیر نمی تواند واقعاً خوشحال باشد. زیرا نگرانی اش در قبال اقارب اش که در افغانستان اند بسیاربزرگ است.

بقیه خانواده امیر هنوز هم در افغانستان هستند. دو خواهر، سه برادر و پدرش. امیر می خواهد آنها را به آلمان بیاورد، به خصوص دو برادر اش را. او می افزاید: «من برای آنها نیز درخواست پناهندگی دادم، زیرا آنها نیز چون من در تهدید طالبان قرار دارند. اما به تاریخ 4 سپتمبر 2015 پاسخ وزارت خارجه متاسفانه، مثبت نبود.»

Deutschland Brief vom Auswärtigen Amt an Amir

نامه وزارات خارجه آلمان که کمتر از یکماه بعد از حمله طالبان بالای شهر کندز برای امیر رسید


امیر از الماری یک دوسیه نیمه پر را بیرون می کشد. مکاتبات جمع آوری شده با مقامات آلمانی در داخل این دوسیه است. او نامه یک مقام آلمانی از آغاز ماه سپتمبر را بیرون می کشد که در مورد رد درخواستی پناهندگی برادران امیر است. در این نامه آمده است که برادران اش در برابر یک "تهدید بالقوه" قرار ندارند. دلیل داده شده برای پناهندگی برادران اش کافی نیستند.

هیچ تهدید خاصی وجود ندارد؟

امیر تنها سر اش را تکان داده می گوید: «من باید اینک دوباره وضعیت را که چگونه است برایشان توضیح دهم. اما این مسأله برایشان معلوم است که وضعیت امنیتی تا چه اندازه بد است.»

امیر می گوید دقیقا 24 روز پس از این نامه ای وزارت خارجه، طالبان به تاریخ 28 سپتمبر کندز را تصرف کردند و چند روز این شهر را تحت کنترول شان در آوردند: «برای من وحشتناک بود. یک و نیم روز نمی توانستم با خانواده ام تماس حاصل کنم. زیرا نه تلفون های همراه و نه شبکه ثابت فعال بودند. من نمی توانستم به چیز دیگری تمرکز داشته باشم. به طور مداوم به خانواده ام فکر می کردم و آرزو می کردم که کندز را ترک کرده باشند.»

ترس، همدم همیشگی


واقعاً هم یک برادر و یک خواهر امیر با خانواده های شان از کندز فرار کرده و در حال حاضر در کابل زندگی می کنند. اما امیر می گوید این نمی تواند یک وضعیت دایمی باشد: «تمام داروندار شان در کندز است. در کابل نمی توانند و نمی خواهند بمانند.» اما می توان گفت که آنها در کابل واقعاً در امن زندگی می کنند؟

همواره در کابل نیز در اثر حملات افراد ملکی کشته شده اند. امیر امیدوار است که آنها یا به کندز بازگشت کنند و یا بتوانند به آلمان بیایند: «من امیدوارم که ما همه (خانواده امیر) در اینجا در صلح و آزادی با هم زندگی کنیم. زیرا همه آنها به دلیل کار من در اردو آلمان در معرض خطر قرار گرفته اند.» امیر می گوید همواره ترس دارد. هر باری که تلوزیون را روشن می کند، ترس دارد که خبری در مورد افغانستان بیاید و باز گزارش شود که در جای چیزی اتفاق افتاده است.

ترسی که امیر نمی تواند با آن کنار آید

Afghanistan Kundus Sicherheitskräfte Kämpfer

چندین روز دوام کرد تا نیرو های حکومتی کنترول شهر کندز را دوباره بدست آوردند

چند روز پیش امیر در رسانه های آلمان با یک پیام بسیار متفاوت در مورد افغانستان مقابل گردید. پیام نگران کننده برای او این بود: توماس دیمیزیر وزیر داخله آلمان اعلام کرده بود که پناهجویان افغان را که رد گردیده اند در آینده بیشتر از آلمان اخراج می کنند. او گفته بود که مقدار زیادی از کمک های انکشافی آلمان در افغانستان مصرف شده است. سربازان آلمانی و افسران پولیس افغانستان را کمک خواهند کرد تا این کشور امن تر شود. دیمیز گفته است: «به این اساس می توان انتظار داشت که افغان ها در کشور شان باقی بمانند.»

امیر می گوید که افغانستان به دلیل کمک های آلمان سپاس گذار است و آنچه را که آلمان برای افغانستان انجام داده هیچ گاه فرآموش نخواهد کرد. اما با این همه، نمی تواند اظهارات وزیر داخله آلمان را درست درک کند. امیر می گوید: «همه می دانیم که در کندز چه اتفاق افتاده است. هر کس می تواند این مسأله را بخواند. این شهر مدتی به طور کامل تحت کنترول طالبان بود.» اگر چه دیمیزیر اشاره کرده است که وضعیت امنیتی در افغانستان خوب نیست، اما او همچنین گفته است که "مناطق امن" نیز در افغانستان وجود دارد.

یک کشور در جنگ

حتی مقایسه بین پناهندگان افغانستان و کسانی که از سوریه می آیند، برای امیر مشکل تمام می شود: «نمی توان عمومی گفت که یکی مشکلات بیشتر، دیگر کمتر دارد. سوریایی ها در حال فرار از یک جنگ اند و مردم افغانستان هم.» اما این جنگ ها قابل مقایسه با هم نیستند. امیر اضافه کرده می گوید که در افغانستان عملا در واقع بیش از 35 سال به این طرف جنگ جریان دارد. از زمان تهاجم شوروی در سال 1979، تا حال این کشور عملاً دیگر آرامش را ندیده است. خشونت و ترور برای مردم یک همدم غم انگیز در زندگی روزمره تبدیل شده است. بسیاری از افغان ها چون او در کشور شان هرگز شاهد صلح نبودند.

Kundus Klinik Taliban Zerstörung

در جریان جنگ ها در کندز، در پی یک حمله هوای نیرو های امریکایی بالای شفاخانه داکتران بدون مرز در این شهر، شفاخانه کاملا تخریب گردید و هم 13 تن از کارمندان صحی این شفاخانه کشته شدند

امیر طوری که خود اش می گوید در آلمان برایش جای پا پیدا کرده، آلمانی صحبت می کند و به یک موقعیت ثابت دست یافته است. اجازه اقامت او هنوز محدود است. اما اگر همه کارها به خوبی پیش بروند و او در یک دانشگاه زمینه تحصیل را پیدا کند، پس از سه سال وضعیت اش تغییر خواهد کرد و به او اجازه اقامت نامحدود داده خواهد شد.

امیر می گوید که واقعیت این است که وضعیت امنیتی در افغانستان به طور قابل توجهی در آینده ای قابل پیش بینی، بهبود نخواهد یافت و او مبارزه اش را برای الحاق خانواده اش ادامه می دهد. او می خواهد بالاخره هر زمانی باشد، خانواده اش به آلمان بیاید و با هم یکجا زندگی را در صلح و آرامش پیش ببرند. تا آن زمان ترس مداوم همدم امیر خواهد بود. تقریباً در حدود 5.000 کیلومتر بین کُلن و کندز فاصله هوایی است. وطن امیر از او فاصله زیاد دارد، اما در افکار او این فاصله بسیار کوچک است.

شما می توانید در پایان این مطلب نظر تان را ارائه کنید. ما را با نظرتان خرسند می سازید.