1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

اروپا یعنی شراب سرخ و توکای سیاه؟

اروپا کجاست یا چیست؟ آیا ادبیات می تواند اروپایی را بسازد که فراتر از یک ساحۀ جغرافیایی باشد؟ در برلین نویسنده هابه بحث نشسته اند و داستان ها، چهره ها و تأریخ را برای یافتن پاسخ از نظر می گذرانند.

عکس: آرشیف

عکس: آرشیف

به هر اندازه که انسان تلاش کند نگاه ژرف تر به اروپا بیندازد، به همان پیمانه تصویر مبهم تر به دست می آورد. اروپا! آیا تنها یک قاره است؟ یک چهرۀ خیالی و یا یک طرح بی اساس و غیرعملی است؟ آیا یک دژ پسا استعماری است؟ و یا پاسبان نماد معجزه آسا و حیاتبخش آزادی است؟ یک حوزۀ فرهنگی است، و یا صرف یک رؤیاست؟

30 نویسنده از 24 کشور جهان در برلین پایتخت آلمان گردهم آمده اند تا اروپا و ویژگی های این قاره را دقیقاً از نظر بگذرانند. آنها می گویند مأموریت خاص فرهنگی نویسنده ها در اطراف و اکناف جهان نمی تواند دگرگونی خاصی را در جهان سبب گردد. با آنهم انتیه راویچ شتروبل، نویسندۀ آلمانی که یکی از مبتکران برگزاری این نشست است، می گوید: «هنگام سازماندهی این کنفرانس متوجه شدم که در مورد بسیاری از کشورهای اروپایی و ادبیات این کشورها تا چه حدی معلومات کم دارم؛ به خاطری که ما آثار نویسنده های امریکایی و انگلیسی زبان را مطالعه می کنیم. مناطق زیادی وجود دارند که در مورد آنها هیچ معلوماتی ندارم. هدف از این کنفرانس شناخت نویسنده های همین مناطق است».

گروه هنری تار نوازان و اردوگاه کار اجباری آلمان نازی

در آغاز کنفرانس افقی از روسیه سفید تا فرانسه و از سویدن تا سلوانیا باز می شود. سوءتفاهم ها بسیار زود آشکار می شوند. گرداننده این نشست از اکسانا سابوشکو، نویسندۀ اوکرایینی می پرسد که آیا خود را کمی اروپایی فکر می کند؟ سبوشکا در پاسخ می گوید: «من همیشه خود را اوکرایینی فکر کرده ام و از همین خاطر همیشه خود را اروپایی احساس کرده ام».

نشست نویسندگان اروپا در برلین

نشست نویسندگان اروپا در برلین

پس از آن گوران فوینوویچ نویسندۀ سلوانیایی می گوید: «ما نخست باید اوکرایین را در روی نقشه پیدا می کردیم. هیچ کسی نمی دانست که روس ها نیز در آنجا زندگی می کنند». این در حالی است که فوینوویچ خود ریشه در اوکرایین دارد. جد وی متولد اوکرایین بود و مادر مادرکلانش پولندی بود، که هردو به بوسنیای امروزی کوچیده بودند. فوینوویچ می گوید: «چند سال بعد از آن، جدم به سلوانیای امروزی فرستاده شد تا برای اتریش علیه ایتالیا بجنگد و بالاخره در یوگوسلاوی سابق از جهان رفت».

پس اروپا را چه چیزی به هم پیوند می دهد، وقتی حتی نویسنده هایی که خود هویت اروپایی دارند قادر به یافتن پاسخ دقیقی به این پرسش نیستند؟ اگر گفتۀ ریچارد سوارتس سویدنی را باور کنیم، او تنها چهار چیز را پیوند دهندۀ اروپا می داند: گروه موسیقی چهار تار نواز به نام "کوارتت"، یک بوتل شراب سرخ و خوب فرانسوی، اردوگاه کار اجباری آلمان نازی و پرندۀ کوچکی به نام توکای سیاه، که صدای چهچۀ آن بیشتر در اروپا شنیده می شود. اگر چنین است، پس عصر روشنگری رنسانس و یا انقلاب کبیر فرانسه چه می شود؟ آیا اروپا صدها سال پس از جنگ ها و خصومت ها بیشتر یک تأریخ پر از موفقیت صلح نیست؟

کنفرانس نویسنده های اروپایی در برلین را فرانک والتر شتاین مایر وزیر خارجۀ آلمان افتتاح کرد. او که خود از حلقۀ مبتکران این کنفرانس است، گفت: «اروپا هرگز نمی تواند تنها یک شیوه تعریف و روایت برای خود داشته باشد. اروپا هرگز نمی تواند یک هویت مشترک داشته باشد و یک صدا باشد. اروپا به این نیاز هم ندارد؛ زیرا در حقیقت میکانیزم ها، ابزار، ملاقات ها و نظرات مختلف هستند که اقدام های مشترک را ایجاد می کنند».

اولین کنفرانس نویسنده های اروپایی در سال 1988 در برلین غربی دایر شد. این کنفرانس یک موفقیت بزرگ در سطح اروپا پنداشته می شود؛ زیرا در آن زمان، که دیوار حایل دو آلمان را از هم جدا می ساخت و کشورهای اروپای شرقی هنوز مرزهای بسته داشتند، وارد شدن به برلین غربی خود چالشی بود بس بزرگ.

DW.COM