1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

آوارگان کاله به زندگی در بریتانیای کبیر عادت می کنند

پس از این که کمپ موسوم به «جنگل کاله» سه ماه پیش مسدود شد، صدها نوجوان آواره به بریتانیای کبیر انتقال داده شدند. ابیگیل فرای مَن روچ از لندن گزارش می دهد که آوارگان نوجوان چگونه آن جا به محیط عادت می کنند.

بشار فراهَت، پناهجوی سوریایی که 32 سال دارد به عکس یک پسر افریقایی در تیلفون موبایل اش اشاره می کند که نظاره گر صفحه کمپیوتر است و لبخند می زند. سپس او به تصویر یک پسر دیگر اشاره می کند که در پشت میز مکتب نشسته و با رضایت لبخند می زند.

فراهت گفت: «به نظر می آید که آن ها واقعا خوش باشند، به خصوص در مکتب. کسی نمی تواند بفهمد که در درون آن ها چه می گذرد. اما در مقایسه با آن چه که برسرشان آمده، این جا حکم بهشت را برای آن ها دارد».

فراهت، یک آواره سوریایی است که برخی اوقات در یک مکتب واقع در لندن کار می کند. مسئولان آن چندی پیش پذیرای چهار پسر نوجوان از کمپ کاله بودند. 

این پسران پس از فرار از منطقه دارفور در سودان و سفر از راه لیبیا خود را از راه بحیره مدیترانه به ایتالیا رسانده اند. آن ها در کمپ کاله با یکدیگر آشنا شده اند. اما فراهت می گوید که آن ها در این باره صحبت نمی کنند.

او به دویچه وله گفت، آن ها فقط می خواهند بدانند که چگونه انگلیسی بیاموزند و این جا یک زندگی جدید بنا کنند – آن ها آینده را مد نظر دارند و علاقه ای به صحبت راجع به گذشته ندارند.

فراهت که داکتر اطفال است به خاطر فعالیت در راه دموکراسی توسط نیروهای رژیم شکنجه شده  و پس از آزادی از زندان، کشور را به اصرار خانواده اش ترک کرد. حالا 18 ماه از آن زمان گذشته و او پروسه وفق دادن به شرایط بریتانیا را پشت سر می گذارد. 

این پسران به مکتبی می روند که سازمان خیریه مسیحی «اوئیسیز یو کی» سه روز و نیم در هفته می گرداند. آن ها در این مکتب ریاضی، انگلیسی و فیزیک می آموزند. معلمان این دروس را فرای وظایف روزمره شان عرضه می کنند. در میان دانش آموزان این مکتب که شمار بسیاری از آن ها مسلمان هستند، برخی می توانند با تازه واردان به زبان عربی سخن بگویند. 

فراهت گفت: «من به آن ها انگلیسی یاد می دهم...چون می دانم آن ها به چه نوع انگلیسی نیاز دارند: (آن ها باید بدانند که) سوار کدام بَس شوند، چگونه با راننده سخن بگویند، ...اما صحبت کردن برای شان دشوار است».

راه طولانی برای پیمودن

سه ماه از زمانی گذشته که بریتانیا و فرانسه کمپ مجادله برانگیز کاله را تخلیه کردند و وعده دادند که به باشندگان آن در مکان های دیگری سرپناه می دهند.

وزارت داخله بریتانیا اعلام کرد که تا به حال تقریبا 750 کودک و نوجوان خوردسال را پذیرفته است.

اطفالی که اجازه ورودشان به بریتانیا داده شده است، در سرپناه های موقت اسکان داده شده اند، تا زمانی که بتوان آن ها را به اقارب شان و یا خانواده های دیگر سپرد.

وزارت داخله بریتانیا از سازمان خیریه «اوئیسیز یو کی» خواست که یک خانه امن تاسیس کند و از ماه اکتبر تقریبا 40 طفل و نوجوان ساکن این خانه شده اند که پیش از این در کمپ کاله به سر می برده اند. برخی از پسران فقط چند روز در این خانه امن می مانند، برخی دیگر چند ماه این جا ساکن می شوند. 

بهتر از آن چه که انتظار می رفت

استیو چالک، کشیش بنیانگذار «اوئیسیز یو کی» به دویچه وله گفت که پرسنل این سازمان با هدف پیشبرد کار گروهی و تعامل میان ساکنان این خانه امن، برنامه هایی مانند تنیس روی میز، ورق بازی و بیلیارد عرضه می کنند. اما برای این پسران خوردسال کافی است که دورهم باشند، بخندند و سروصدا کنند. چالک گفت که آن ها او را به یاد پسران خودش در سنین نوجوانی می اندازند.

به گفته او پرسنل و مسئولان این خانه سعی می کنند نگذارند که پسران ساکن این خانه منزوی شوند. یک باغ نیز جزو این ساختمان است که به ساکنان آن امکان (تنها ماندن) و فکر کردن را می دهد.

رفتار این نوجوانان بهتر از حد انتظار بوده است. چالک گفت که پیش آمده که برخی از آن ها کنترول اعصابشان را از دست بدهند: «اما پرسنل (هیچگاه) مجبور نشده با پولیس تماس بگیرد».

پرسنل این خانه امن درباره موارد زیاد بیماری های روانی مانند اختلال استرسی پس از ضایعه روانی، احساس گناه، شرم، افسردگی، ترس و نگرانی و بیماری های جسمی مانند هپاتیت بی، سیفلیس، حساسیت ها، مشکلات پوستی و ...گزارش می دهند.

چالک قصه زندگی یکی از این پسران را نقل می کند: «یکی از آن ها شاهد این بوده که چگونه پدرش را جلوی چشمانش کشتند. بعد...او بدون هیچگونه اسناد شناسایی سر از لیبیا درآورده است. این جا او بازداشت شده و شش ماه را در زندان به سر برده است، جایی که به او به طور مرتب تجاوز می شده است.  سپس او با کمک دیگران توانسته فرار کند و سرانجام به گروهی برخورده که فکر کرده به او کمک می کنند. آن ها به او غذا و لباس داده اند و بعد این پسر متوجه شده که آن ها جنگجویان «دولت اسلامی» هستند و از دست آن ها فرار کرده، در حالی که چیزی نمانده بوده، جانش را در این راه از دست بدهد. بعد او سوار قایقی شده که چپه شده است و شماری از سرنشینان آن غرق شده اند. او موفق شده (خود را به اروپا برساند) و بالاخره به کاله رسیده است. این جا این پسر نوجوان 9 ماه زندگی کرده تا این که بالاخره به بریتانیا و به نزد ما آمده است».

فراهت این پسران را باری بر دوش حکومت و یا یک تهدیدامنیتی نمی داند، بلکه می گوید این ها نوجوانان سرگشته ای هستند که برای این که دوباره به اعضای مفید جامعه تبدیل شوند، به کمک نیاز دارند.

او گفت: «من امیدوارم که زندگی آن ها آن قدر خوب باشد که فراموش کنند متحمل چه سختی هایی شده اند...و بتوانند به خانواده های شان در سودان یا هر جای دیگری کمک کنند...شاید روزی برسد که آن ها بتوانند...به کشورشان بازگردند و به مردم کمک کنند».