1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

آشنایی با حقوق فردی

داستان از آنجایی شروع می شود که خانواده به یک مراسم عروسی دعوت می شوند. مرضیه به همراه عمه اش (سوسن) برای تهیه لباس به بازار می رود. مرضیه یک لباس جوانانه و شیک انتخاب می کند، اما عمه ش مانع می شود .

داستان از آنجایی شروع می شود که هر دو خانواده به یک مراسم عروسی دعوت می شوند. مرضیه به همراه عمه اش (سوسن) برای تهیه لباس به بازار می رود. مرضیه یک لباس جوانانه و شیک انتخاب می کند، اما عمه ش مانع می شود و می گوید که پدر خانواده با چنین لباسی مخالف است. سرانجام مرضیه دست به اعتصاب می زند و به مراسم عروسی نمی رود.

در مراسم عروسی، شیما دختر کاکای مرضیه، سراغ او را می گیرد. سوسن می گوید که او را پدرش به خاطر کالای بدرقم (!) نماند بیاید. این در واقع آغاز چلنج بین شیما و خانواده ی کاکا است. او مستقیم به سراغ کاکا (خان زمان) می رود و در این باره با او بحث می کند. خان زمان می گوید که تا وقتی آنها (دختر و پسرش) در خانه ی او هستند، باید از او اطاعت کنند.

***ACHTUNG: Bilder nur für den bestimmten Bericht über Frau Feroza benutzen!*** Diese Bilder zeigen Feroza, eine Afghanische Witwe in Kabul. Najwa, DW-Freiemitarbeiterin in Kabul hat diese Bilder im März 2012 gemacht. Rechte gehören Najwa. Zulieferer: Mohammad Arif Farahman

زنان افغانستان برطبق قانون اساسی این کشور از حق مساوی با مردان برخوردار می باشند

شیما دست به کار می شود و سراغ پدر خود (اشرف) می رود تا میانجیگری کند و با خان زمان گپ بزند. او گپ می زند، اما خان زمان برادرش را متهم به دخالت در امور زندگی شان می کند و پس از یک جنگ لفظی، دو خانواده بیشتر از همدیگر دور می شوند. اما شیما همچنان اصرار دارد تا به نوعی به مرضیه کمک کند. به همین خاطر گپ را این بار با جاوید برادر خود در میان می ماند. جاوید دانشجوی حقوق و علوم سیاسی است و شیما را از حقوق مدنی افراد در قانون افغانستان مطلع می کند.

شیما وقتی می خواهد با مرضیه در تماس شود، سوسن چغلی می کند. او خبر این رابطه را به خان زمان می گوید و درگیری بیشتر اوج می گیرد. در این میان، نادره مادر مرضیه، از گپ خبر می شود و از آنجایی که خود او نیز قربانی بوده و در خردی با جبر و فشار به خان زمان به بد داده شده، به طرفداری از دخترش بر می خیزد. سوسن به چغلی ش ادامه می دهد، اما روزی گپ های شیما و مرضیه را می شنود و ذهنش برق می زند و می داند که تیشه به ریشه اش خورده است؛ زیرا خود او قربانی تحمیل نظریات دیگران بوده است.

از سوی دیگر، احسان پسرخان زمان که به جبر پدر، به صرافی می پردازد، و در آن استعداد ندارد مقدار زیادی پول را از دست می دهد که این باعث جنجال دیگری در خانواده می شود. احسان پدرش را متهم می کند که اگر می ماند او به علاقه ی خود بپردازد این بلا اتفاق نمی افتاد و می گوید که در حساب و کتاب استعداد ندارد.

خالد نویسا نویسنده این داستان

خالد نویسا نویسنده این داستان

جاوید از این گپ خبر می شود و به سراغ احسان (بچه کاکا) می رود و او را یاری می کند تا به رشته ی مورد علاقه ش بپردازد و می گوید که این حق طبیعی تو است که مسیر زندگی ات را انتخاب کنی. جاوید برای احسان چند کتاب می آورد و او را با یکی از استادهای ساینس معرفی می کند. او کم کم به کارهای الکترونیک می پردازد، و در پایان داستان در یک شرکت مخابراتی استخدام می شود و معاش خوبی دارد.

از سوی دیگر جنگ بین اشرف و خان زمان تنها به این مسئله بر نمی گردد؛ بلکه خان زمان علاقه دارد که اشرف مرضیه را برای جاوید بگیرد. اما جاوید و خانواده اشرف از این خواست به نحوی دوری می کنند؛ چون مرضیه تا صنف 9 درس خوانده و کم سواد است.

اما در قسمت های پایانی داستان، جاوید از خواهر خود یعنی شیما می شنود که مرضیه گفته که می خواسته به درس خود ادامه بدهد و به پوهنتون برود، اما پدرش نمانده. این باعث می شود که جاوید به فکر فرو برود و تجدید نظر کند. او می فهمد که مرضیه گناه ندارد، بلکه او قربانی خودخواهی خان زمان است. بنابراین از اشرف می خواهد که خواستگاری کند تا راه برای ادامه ی تحصیل مرضیه هم باز شود.

یادداشت:

در این میان گفتگو های فراوانی بین افراد دو خانواده رخ می دهد که می توانند معلومات زیادی را درباره ی حقوق اولیه و فردی شهروندان افغانستان، منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های مرتبط ارائه کنند.

نویسنده : خالد نویسا

ویراستار : نصرالله نوری

DW.COM